roya
17-01-2011, 08:07 AM
دوستي چيست؟ ( قسمت اول )
اگر اندكي دقت كنيد ، متوجه خواهيد شد كه شما آگاهانه و يا ناخود آگاه به دنبال دوست هستيد. اما آيا تا كنون فكر كرده ايد كه دوستي چيست و دوستي حقيقي كدام است؟ از آنجا كه انسان موجودي اجتماعي است ، صرف نظر از اينكه در چه جامعه اي زندگي مي كند طبعاً به دنبال يافتن ياران و دوستان و همراهاني براي خود است . البته چون اين گزينش در ميان اقوام و ملل مختلف ، شكل هاي متنوعي پيدا مي كند و با انگيزه هاي گوناگون يا بر اساس احساسات متفاوت عقلاني ، عاطفي و غير از آن به وجود مي آيد ، تعاريف مختلفي نيز از اين واژه ارائه شده است. گروهي دوستي را صرفاً به معناي " معاشرت" دانسته اند. گروهي ديگربراين باورند كه دوستي عبارت است از يك نوع ارتباط خاص كه در مقاطع مختلف و يا در زماني خاص ، ميان افراد پيدا مي شود. برخي ديگر نيز معتقدند كه دوستي يك نوع قرار داد اخلاقي است كه با انگيزه هاي خاص دنيوي و اخروي بين افراد به وجود مي آيد.
http://psychology.harferooz.com/photos/images/139fs.gif (http://psychology.harferooz.com/photos/view.php?filename=139fs.gif)
دوستي يعني چه ؟
در تفسير الميزان درتوضيح كلمه " أَخِلاّء" دوستي (http://psychology.harferooz.com/www.psychology.harferooz.com) چنين تعريف شده است: " كلمه أخلاّء جمع خليل به معناي دوست است. و اگر دوست را خليل گفته اند بدان جهت است كه آدمي ، خُلّت يعني حاجت خود را به او مي گويد. و ظاهراً مراد از اخلاّء ، مطلق كساني است كه به يكديگر محبت مي كنند. چه متقين و اهل آخرت كه دوستي شان با يكديگر به خاطر خداست ( نه به خاطر منافع مادي) و چه اهل دنيا كه دوستي هايشان به منظور منافع مادي است . "
در كتاب " المحجّة البيضاء " ، دوستي چنين تعريف شده است: " دوستي يعني همنشيني ، معاشرت و گفتگوي انسان با افرادي كه به آنها علاقه و محبت دارد ، زيرا با غير دوست معمولاً كسي قصد معاشرت ندارد. اين دوستي و ارادت و محبت ، يا لِذاته است (يعني به خودي خود مطلوب است ) و يا مجازي و واسطه اي است كه انسان به وسيله آن به دوست حقيقي برسد."
بنابراين دوستي ها ممكن است براساس منافع مادي و خواهش هاي نفساني و اغراض و احساسات باشد و يا بر اساس يك انگيزه صحيح . با استفاده از آنچه گذشت ، دوستي صحيح بر اساس معيارهاي ديني را اين چنين تعريف مي شود :
محبت ، علاقه (http://psychology.harferooz.com/www.psychology.harferooz.com) ، ارتباط روحي ، حسن معاشرت و گفتگو ميان دو فرد و يا بين افراد جامعه با ملاك صحيح و انگيزه هاي الهي ، به طوري كه دوستان بر اساس آن بتوانند نيازهاي فردي و اجتماعي و احتياجات دنيوي و اخروي خود را تأمين كنند.
دوستي حقيقي
اين نوع از دوستي مخصوص اولياء و مؤمنان واقعي است كه تمام ارادت و انس و محبت خود را نسبت به خداوند تبارك و تعالي و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام صرف نموده اند. آري اينان نخبگان عالم و كساني هستند كه از غير دوست رسته ، و به دوست پيوسته اند و آنچنان لذت اين دوستي را چشيده اند كه حاضر نيستند دنيا و آنچه در آن است را با لحظه اي انس و محبت و مناجات با خداي تعالي و ارادت به ساحت معصومين عليهم السلام عوض كنند. زيرا آنها خود مصداق واقعي اين آيه هستند :
" والّذينَ آمَنوُا أَشَدُّ حُبًّا لِلّه" ( سوره بقره آيه 165 )
آنان كه ايمان دارند بيشترين محبت و عشقشان به خداست .
دوستي مجازي
بر پايه آنچه تا بدين جا در تعريف دوستي گفته شد روشن مي شود كه هر علاقه و محبتي كه انسان به غير از خداوند تبارك و تعالي و ائمه معصومين عليهم السلام دارد ، دوستي مجازي (http://psychology.harferooz.com/www.psychology.harferooz.com) است. حال اگر اين دوستي برخاسته از خواهش هاي نفساني و شر و فساد باشد ، رهزن آدمي است و انسان را به منجلاب فساد مي كشد و اصولاً چنين دوستي هايي ناپايدار خواهد بود.
اما اگر اين دوستي ، داراي معيار صحيح بوده و از انگيزه الهي و فطرت انساني نشأت گرفته باشد ، ضمن آنكه پايدار مي ماند ، سرانجام انسان را به سعادت رهنمون خواهد شد.
بي شك يك مسلمان كه با نگاه ديني ، روش زندگي خود را ترسيم مي كند و تمام مراحل و ابعاد آن را حركت به سوي كمال مي داند ؛ در انتخاب دوست- كه سهم عظيمي در سعادت و شقاوت دارد و نقش مهمي در زندگي بايفا مي كند- دقت كامل را به عمل مي آورد و دوستاني را جهت معاشرت و زندگي برمي گزيند كه در اين مسير يار و مددكار او باشند. در اين صورت است كه اين نوع دوستي و محبت مجازي ، به بستر و واسطه اي براي رسيدن به آن حقيقت مطلق تبديل مي شود.
آنچه در اين مجمل ، با استفاده از رهنمودهاي انسان ساز پيشوايان معصوم عليهم السلام بيشتر به آن خواهيم پرداخت ، اين نوع از دوستي است.
بهترين دوستان
نخستين نكته اي كه در اينجا بايد بر آن تأكيد شود اين است كه دوستي و محبت داراي مراتب و درجاتي است. نبايد تصور كرد كه دوستي بين افراد ، يكسان است. حقيقت اين است كه دوستان مراتب مختلفي دارند ؛ بعضي به عنوان دوست كامل شناخته مي شوند ؛ زيرا از همه ي ويژگي ها و شرايط يك دوست كامل برخوردارند و بعضي شرايط كمتري را در خود جمع كرده اند. با مطالعه احاديث و روايات هم به اين مطلب پي مي بريم كه دوستان به چند نوع تقسيم شده اند.
امام صادق عليه السلام فرموده است:
دوستي و رفاقت حدودي دارد. كسي كه واجد تمام آن حدود نيست، دوست كامل نيست و آن كس كه داراي هيچ يك از آن حدود نباشد اساساً دوست نيست.
اول آن كه: ظاهر و باطن رفيقت نسبت به تو يكسان باشد.
دوم آن كه: زيبايي و آبروي تو را جمال خود ببيند و نازيبايي تو را نازيبايي خود بداند.
سوم آن كه: دست يافتن به مال و يا رسيدن به مقام ، روش دوستانه او را نسبت به تو تغيير ندهد.
چهارم آن كه: در زمينه رفاقت ، از آنچه و هر چه در اختيار دارد نسبت به تو مضايقه نكند.
پنجم: تو را در مواقع مشكلات و مصائب ترك نگويد.
با اطمينان مي توان گفت كه اينها دوستان برتر هستند و اگر دوستي با اين خصوصيات پيدا كرديد ، بدانيد كيميايي يافته ايد كه نبايد آن را به آساني از دست دهيد. زيرا ارتكاب چنين خطايي از خرد به دور است و همان گونه كه امام صادق عليه السلام مي فرمايد: دوستي برادران مؤمن ، جزئي از دين مي باشد و شخص عاقل مراقب دين خود است.
آن حضرت در حديث ديگري فرمود:
رفقاي صميمي سه دسته اند:
1- كسي كه مانند غذا از لوازم ضروري زندگي به حساب مي آيد و آدمي در همه حالات به وي نيازمند است ؛ و او رفيق عاقل است.
2- كسي كه وجود او براي انسان به منزله يك بيماري رنج آور است ؛ و آن رفيق احمق است.
3- كسي كه وجودش نافع و به منزله داروي شفابخش و ضد بيماري است ؛ كه او رفيق روشنفكر بسيار عاقل است.
تفاوت بين دوستان و مراتب دوستي احتياج به دليل و برهان ندارد. لابد شما در زندگي دوستاني داريد كه دوستي با آنان عذاب آوراست و به اين ترتيب هميشه سعي مي كنيد خود را از آنان دور نگه داريد. در مقابل بعضي هستند كه انسان حاضر است با صرف ساعت ها وقت و طي مسافت هاي طولاني و يا با تحمل رنج و مشقت ، او را پيدا كند و ساعتي با او همنيشن باشد. اين مطلب همان چيزي است كه ما از آن به عنوان مراتب دوستي ياد كرديم.
معيار دوستي
همان طور كه در تعريف دوستي (http://psychology.harferooz.com/www.psychology.harferooz.com) اشاره شد، دوستي بايد بر اساس معيار و ملاك صحيح استوار باشد. زيرا معمولاً ملاك افراد جهت گزينش دوستان، متفاوت است. چه بسا افرادي كه با مقاصد نفساني براي رسيدن به خواسته هاي دنيوي و يا بر اساس مقاصد شرورانه و مفسدت آميز يا انگيزه هاي عاطفي غيرمعقول – تعصب ها- و خلاصه دوستي هاي بي بنياد و تصادفي اقدام به انتخاب دوست كنند. اما مسلماني كه با چراغ راهنماي عقل و با تدبير و انديشه، كليه نيازهاي مادي و معنوي و از آن جمله دوست يابي خود را تأمين مي كند قطعاً دوستان خود را با ملاك صحيح و انگيزه الهي و براي خدا برمي گزيند. او مي داند كه تنها دوستي هاي پايدار، دوستي اهل ايمان است كه در دنيا و آخرت باقي خواهد ماند، چنان كه قرآن كريم مي فرمايد:
" الأَ خِلاّءُ يوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌ إلاَّ المُتَّقين" ( سوره زخرف – آيه 67 )
در قيامت همه دوستان به استثناي متقين، دشمن يكديگرند.
اصولاً لازمه دوستي متقابل اين است كه يك طرف، طرف ديگر را به كارها و وظايفش كمك كند. اگر اين كمك در غير رضاي خدا باشد، در حقيقت به بدبختي و شقاوت و عذاب دائمي آن طرف كمك كرده است. از همين رو قرآن نيز در حكايت گفتار ستمگران در قيامت فرموده كه:
" يا وَيلـَتي لَيتَـني لَمْ أَتَّخِذْ فـُلاناً خَليلاً ." ( سوره فرقان – آيه 28 )
اي كاش فلاني را دوست خود نگرفته بودم.
بر خلاف دوستي هاي متقين كه دوستي مايه پيشرفت آنان در راه خداست و در روز قيامت هم به سود ايشان خواهد بود.
در حديثي از امام صادق عليه السلام اين گونه مي خوانيم:
" مَنْ أَحَبَّ للهِ وَ أَبْغَضَ للهِ وَ أَعْطي للهِ عَزَّوَجَلَّ فَهُوَ مِمَّنْ كَمُلَ إيمانُه." ( بحارالانوار ، ج 69 ، ص 238 )
كسي كه براي خدا دوست بدارد و براي خدا دشمن بدارد وبراي خدا ببخشد، از كساني است كه ايمانش كامل شده.
آن حضرت در حديث ديگري مي فرمايد: از محكم ترين دستگيره هاي ايمان اين است كه براي خدا دوست بداري و براي خدا ببخشي و براي خدا منع كني.
اگر اندكي دقت كنيد ، متوجه خواهيد شد كه شما آگاهانه و يا ناخود آگاه به دنبال دوست هستيد. اما آيا تا كنون فكر كرده ايد كه دوستي چيست و دوستي حقيقي كدام است؟ از آنجا كه انسان موجودي اجتماعي است ، صرف نظر از اينكه در چه جامعه اي زندگي مي كند طبعاً به دنبال يافتن ياران و دوستان و همراهاني براي خود است . البته چون اين گزينش در ميان اقوام و ملل مختلف ، شكل هاي متنوعي پيدا مي كند و با انگيزه هاي گوناگون يا بر اساس احساسات متفاوت عقلاني ، عاطفي و غير از آن به وجود مي آيد ، تعاريف مختلفي نيز از اين واژه ارائه شده است. گروهي دوستي را صرفاً به معناي " معاشرت" دانسته اند. گروهي ديگربراين باورند كه دوستي عبارت است از يك نوع ارتباط خاص كه در مقاطع مختلف و يا در زماني خاص ، ميان افراد پيدا مي شود. برخي ديگر نيز معتقدند كه دوستي يك نوع قرار داد اخلاقي است كه با انگيزه هاي خاص دنيوي و اخروي بين افراد به وجود مي آيد.
http://psychology.harferooz.com/photos/images/139fs.gif (http://psychology.harferooz.com/photos/view.php?filename=139fs.gif)
دوستي يعني چه ؟
در تفسير الميزان درتوضيح كلمه " أَخِلاّء" دوستي (http://psychology.harferooz.com/www.psychology.harferooz.com) چنين تعريف شده است: " كلمه أخلاّء جمع خليل به معناي دوست است. و اگر دوست را خليل گفته اند بدان جهت است كه آدمي ، خُلّت يعني حاجت خود را به او مي گويد. و ظاهراً مراد از اخلاّء ، مطلق كساني است كه به يكديگر محبت مي كنند. چه متقين و اهل آخرت كه دوستي شان با يكديگر به خاطر خداست ( نه به خاطر منافع مادي) و چه اهل دنيا كه دوستي هايشان به منظور منافع مادي است . "
در كتاب " المحجّة البيضاء " ، دوستي چنين تعريف شده است: " دوستي يعني همنشيني ، معاشرت و گفتگوي انسان با افرادي كه به آنها علاقه و محبت دارد ، زيرا با غير دوست معمولاً كسي قصد معاشرت ندارد. اين دوستي و ارادت و محبت ، يا لِذاته است (يعني به خودي خود مطلوب است ) و يا مجازي و واسطه اي است كه انسان به وسيله آن به دوست حقيقي برسد."
بنابراين دوستي ها ممكن است براساس منافع مادي و خواهش هاي نفساني و اغراض و احساسات باشد و يا بر اساس يك انگيزه صحيح . با استفاده از آنچه گذشت ، دوستي صحيح بر اساس معيارهاي ديني را اين چنين تعريف مي شود :
محبت ، علاقه (http://psychology.harferooz.com/www.psychology.harferooz.com) ، ارتباط روحي ، حسن معاشرت و گفتگو ميان دو فرد و يا بين افراد جامعه با ملاك صحيح و انگيزه هاي الهي ، به طوري كه دوستان بر اساس آن بتوانند نيازهاي فردي و اجتماعي و احتياجات دنيوي و اخروي خود را تأمين كنند.
دوستي حقيقي
اين نوع از دوستي مخصوص اولياء و مؤمنان واقعي است كه تمام ارادت و انس و محبت خود را نسبت به خداوند تبارك و تعالي و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام صرف نموده اند. آري اينان نخبگان عالم و كساني هستند كه از غير دوست رسته ، و به دوست پيوسته اند و آنچنان لذت اين دوستي را چشيده اند كه حاضر نيستند دنيا و آنچه در آن است را با لحظه اي انس و محبت و مناجات با خداي تعالي و ارادت به ساحت معصومين عليهم السلام عوض كنند. زيرا آنها خود مصداق واقعي اين آيه هستند :
" والّذينَ آمَنوُا أَشَدُّ حُبًّا لِلّه" ( سوره بقره آيه 165 )
آنان كه ايمان دارند بيشترين محبت و عشقشان به خداست .
دوستي مجازي
بر پايه آنچه تا بدين جا در تعريف دوستي گفته شد روشن مي شود كه هر علاقه و محبتي كه انسان به غير از خداوند تبارك و تعالي و ائمه معصومين عليهم السلام دارد ، دوستي مجازي (http://psychology.harferooz.com/www.psychology.harferooz.com) است. حال اگر اين دوستي برخاسته از خواهش هاي نفساني و شر و فساد باشد ، رهزن آدمي است و انسان را به منجلاب فساد مي كشد و اصولاً چنين دوستي هايي ناپايدار خواهد بود.
اما اگر اين دوستي ، داراي معيار صحيح بوده و از انگيزه الهي و فطرت انساني نشأت گرفته باشد ، ضمن آنكه پايدار مي ماند ، سرانجام انسان را به سعادت رهنمون خواهد شد.
بي شك يك مسلمان كه با نگاه ديني ، روش زندگي خود را ترسيم مي كند و تمام مراحل و ابعاد آن را حركت به سوي كمال مي داند ؛ در انتخاب دوست- كه سهم عظيمي در سعادت و شقاوت دارد و نقش مهمي در زندگي بايفا مي كند- دقت كامل را به عمل مي آورد و دوستاني را جهت معاشرت و زندگي برمي گزيند كه در اين مسير يار و مددكار او باشند. در اين صورت است كه اين نوع دوستي و محبت مجازي ، به بستر و واسطه اي براي رسيدن به آن حقيقت مطلق تبديل مي شود.
آنچه در اين مجمل ، با استفاده از رهنمودهاي انسان ساز پيشوايان معصوم عليهم السلام بيشتر به آن خواهيم پرداخت ، اين نوع از دوستي است.
بهترين دوستان
نخستين نكته اي كه در اينجا بايد بر آن تأكيد شود اين است كه دوستي و محبت داراي مراتب و درجاتي است. نبايد تصور كرد كه دوستي بين افراد ، يكسان است. حقيقت اين است كه دوستان مراتب مختلفي دارند ؛ بعضي به عنوان دوست كامل شناخته مي شوند ؛ زيرا از همه ي ويژگي ها و شرايط يك دوست كامل برخوردارند و بعضي شرايط كمتري را در خود جمع كرده اند. با مطالعه احاديث و روايات هم به اين مطلب پي مي بريم كه دوستان به چند نوع تقسيم شده اند.
امام صادق عليه السلام فرموده است:
دوستي و رفاقت حدودي دارد. كسي كه واجد تمام آن حدود نيست، دوست كامل نيست و آن كس كه داراي هيچ يك از آن حدود نباشد اساساً دوست نيست.
اول آن كه: ظاهر و باطن رفيقت نسبت به تو يكسان باشد.
دوم آن كه: زيبايي و آبروي تو را جمال خود ببيند و نازيبايي تو را نازيبايي خود بداند.
سوم آن كه: دست يافتن به مال و يا رسيدن به مقام ، روش دوستانه او را نسبت به تو تغيير ندهد.
چهارم آن كه: در زمينه رفاقت ، از آنچه و هر چه در اختيار دارد نسبت به تو مضايقه نكند.
پنجم: تو را در مواقع مشكلات و مصائب ترك نگويد.
با اطمينان مي توان گفت كه اينها دوستان برتر هستند و اگر دوستي با اين خصوصيات پيدا كرديد ، بدانيد كيميايي يافته ايد كه نبايد آن را به آساني از دست دهيد. زيرا ارتكاب چنين خطايي از خرد به دور است و همان گونه كه امام صادق عليه السلام مي فرمايد: دوستي برادران مؤمن ، جزئي از دين مي باشد و شخص عاقل مراقب دين خود است.
آن حضرت در حديث ديگري فرمود:
رفقاي صميمي سه دسته اند:
1- كسي كه مانند غذا از لوازم ضروري زندگي به حساب مي آيد و آدمي در همه حالات به وي نيازمند است ؛ و او رفيق عاقل است.
2- كسي كه وجود او براي انسان به منزله يك بيماري رنج آور است ؛ و آن رفيق احمق است.
3- كسي كه وجودش نافع و به منزله داروي شفابخش و ضد بيماري است ؛ كه او رفيق روشنفكر بسيار عاقل است.
تفاوت بين دوستان و مراتب دوستي احتياج به دليل و برهان ندارد. لابد شما در زندگي دوستاني داريد كه دوستي با آنان عذاب آوراست و به اين ترتيب هميشه سعي مي كنيد خود را از آنان دور نگه داريد. در مقابل بعضي هستند كه انسان حاضر است با صرف ساعت ها وقت و طي مسافت هاي طولاني و يا با تحمل رنج و مشقت ، او را پيدا كند و ساعتي با او همنيشن باشد. اين مطلب همان چيزي است كه ما از آن به عنوان مراتب دوستي ياد كرديم.
معيار دوستي
همان طور كه در تعريف دوستي (http://psychology.harferooz.com/www.psychology.harferooz.com) اشاره شد، دوستي بايد بر اساس معيار و ملاك صحيح استوار باشد. زيرا معمولاً ملاك افراد جهت گزينش دوستان، متفاوت است. چه بسا افرادي كه با مقاصد نفساني براي رسيدن به خواسته هاي دنيوي و يا بر اساس مقاصد شرورانه و مفسدت آميز يا انگيزه هاي عاطفي غيرمعقول – تعصب ها- و خلاصه دوستي هاي بي بنياد و تصادفي اقدام به انتخاب دوست كنند. اما مسلماني كه با چراغ راهنماي عقل و با تدبير و انديشه، كليه نيازهاي مادي و معنوي و از آن جمله دوست يابي خود را تأمين مي كند قطعاً دوستان خود را با ملاك صحيح و انگيزه الهي و براي خدا برمي گزيند. او مي داند كه تنها دوستي هاي پايدار، دوستي اهل ايمان است كه در دنيا و آخرت باقي خواهد ماند، چنان كه قرآن كريم مي فرمايد:
" الأَ خِلاّءُ يوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌ إلاَّ المُتَّقين" ( سوره زخرف – آيه 67 )
در قيامت همه دوستان به استثناي متقين، دشمن يكديگرند.
اصولاً لازمه دوستي متقابل اين است كه يك طرف، طرف ديگر را به كارها و وظايفش كمك كند. اگر اين كمك در غير رضاي خدا باشد، در حقيقت به بدبختي و شقاوت و عذاب دائمي آن طرف كمك كرده است. از همين رو قرآن نيز در حكايت گفتار ستمگران در قيامت فرموده كه:
" يا وَيلـَتي لَيتَـني لَمْ أَتَّخِذْ فـُلاناً خَليلاً ." ( سوره فرقان – آيه 28 )
اي كاش فلاني را دوست خود نگرفته بودم.
بر خلاف دوستي هاي متقين كه دوستي مايه پيشرفت آنان در راه خداست و در روز قيامت هم به سود ايشان خواهد بود.
در حديثي از امام صادق عليه السلام اين گونه مي خوانيم:
" مَنْ أَحَبَّ للهِ وَ أَبْغَضَ للهِ وَ أَعْطي للهِ عَزَّوَجَلَّ فَهُوَ مِمَّنْ كَمُلَ إيمانُه." ( بحارالانوار ، ج 69 ، ص 238 )
كسي كه براي خدا دوست بدارد و براي خدا دشمن بدارد وبراي خدا ببخشد، از كساني است كه ايمانش كامل شده.
آن حضرت در حديث ديگري مي فرمايد: از محكم ترين دستگيره هاي ايمان اين است كه براي خدا دوست بداري و براي خدا ببخشي و براي خدا منع كني.