PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : اضطراب(فوبیای)اجتماعی


dalton
25-04-2011, 12:20 PM
سلام به همگی
من 9 سالی هست که دچار این اضطراب شدم و واقعا زندگیم رو دچار مشکل کرده.تقریبا در همه موقعیتهای اجتماعی حتی بعضی اوقات در خانه هم این اضطراب رو دارم البته شدتش خیلی کمتره.الان لیسانسم رو گرفتم هرچند به خاطر این مشکل خیلی از کلاسهارو مجبور شدم حذف کنم و دوباره بگیرم.خیلی دوست داشتم فوق رو هم میخوندن ولی با وجود فوبی اجتماعی اصلا نمیتونم.الان 3سالی میشه که از داروهای مختلف استفاده کردم ولی هیچ کدام نتیجه مطلوبی نداشته.از رفتن پیش روانشناس هم هیچ نتیجه ای نگرفتم جز هزینه اضافی که برام داشته.
به نظر شما چطور میشه این مشکل رو برطرف کرد؟:106:
آیا کسی هستکه این مشکل رو درمان کرده باشه؟لطفا من رو هم راهنمایی کنید

goli
25-04-2011, 04:52 PM
سلام به همگی
من 9 سالی هست که دچار این اضطراب شدم و واقعا زندگیم رو دچار مشکل کرده.تقریبا در همه موقعیتهای اجتماعی حتی بعضی اوقات در خانه هم این اضطراب رو دارم البته شدتش خیلی کمتره.الان لیسانسم رو گرفتم هرچند به خاطر این مشکل خیلی از کلاسهارو مجبور شدم حذف کنم و دوباره بگیرم.خیلی دوست داشتم فوق رو هم میخوندن ولی با وجود فوبی اجتماعی اصلا نمیتونم.الان 3سالی میشه که از داروهای مختلف استفاده کردم ولی هیچ کدام نتیجه مطلوبی نداشته.از رفتن پیش روانشناس هم هیچ نتیجه ای نگرفتم جز هزینه اضافی که برام داشته.
به نظر شما چطور میشه این مشکل رو برطرف کرد؟:106:
آیا کسی هستکه این مشکل رو درمان کرده باشه؟لطفا من رو هم راهنمایی کنید

سلام دوست عزیز شما تا حالا قطعا این اضطرابتونو علت یابی کردید.خب حالا میشه به ما هم بگید علتش چیه؟
ظاهرا توی خونه خیلی مشکل ندارید.مشکل اصلیتون باید بیرون از خونه باشه.
شما در حال حاضر مشغول کاری هستید؟

dalton
26-04-2011, 04:24 PM
سلام دوست عزیز شما تا حالا قطعا این اضطرابتونو علت یابی کردید.خب حالا میشه به ما هم بگید علتش چیه؟
ظاهرا توی خونه خیلی مشکل ندارید.مشکل اصلیتون باید بیرون از خونه باشه.
شما در حال حاضر مشغول کاری هستید؟

ممنون از جوابتون.هنوز علتی برای این مشکلم پیدا نکردم چند روانشناسی هم که رفتم بعد از چند جلسه مشاوره درمان رو شروع کردند بدون اینکه به علت خاصی اشاره کنند که البته جوابگو نبود.کلا محققینی که در این زمینه فعالیت میکنند هنوز دلیلی برای این بیماری پیدا نکردند ممکنه روانشناختی،ژنتیکی،ترشحات مغزی یا غیره باشه

shakira
30-04-2011, 08:18 AM
خواستن

سلام دالتون عزیز،شما حتما با اصل علیت آشنا هستید.تو این جهان هیچی بدون دلیل و علت نیستش.پس شما باید برید دنبال علت این مشکلتون(دلیل اضطراب).دیگه به اون 9سال فکر نکنید.قبلش بهتون تبریک می گم که در مقابل این مشکل در این مدت طولانی کم نیاوردید و در پی حل کردن این مسئله اید،این واقعا جای تقدیر داره،آفرین:1:
داشتیم می گفتیم دیگه اون 9 سالو زیاد حرفشو نزنیم،و دیگه اینکه اون روانشناسای قبلی که رفتید،حالا که از اونا هم نتیجه نگرفتید،بیایم اونا رو با راه حل های جدیدی که پیدا می کنیم مقایسه نکنیم.
دالتون عزیز این مسئله رو زیاد بهش شاخ و برگ ندید،نذارید قد بلند کنه.ما باید اونو ریششو بسوزونیم.که دیگه جرات رشد مجدد رو هم نداشته باشه.
خب پس دست بکار شید،خوب همه جوانبو در نظر بگیرید،دنبال علت باشید(برا ما آدما علت خیلی مهمه دیدید وقتی یکی میمیره تا علتش رو نفهمیم آروم نمیگیریم)
دالتون بخواه تا بتونی.:48:

dalton
03-05-2011, 08:49 AM
خواستن

سلام دالتون عزیز،شما حتما با اصل علیت آشنا هستید.تو این جهان هیچی بدون دلیل و علت نیستش.پس شما باید برید دنبال علت این مشکلتون(دلیل اضطراب).دیگه به اون 9سال فکر نکنید.قبلش بهتون تبریک می گم که در مقابل این مشکل در این مدت طولانی کم نیاوردید و در پی حل کردن این مسئله اید،این واقعا جای تقدیر داره،آفرین:1:
داشتیم می گفتیم دیگه اون 9 سالو زیاد حرفشو نزنیم،و دیگه اینکه اون روانشناسای قبلی که رفتید،حالا که از اونا هم نتیجه نگرفتید،بیایم اونا رو با راه حل های جدیدی که پیدا می کنیم مقایسه نکنیم.
دالتون عزیز این مسئله رو زیاد بهش شاخ و برگ ندید،نذارید قد بلند کنه.ما باید اونو ریششو بسوزونیم.که دیگه جرات رشد مجدد رو هم نداشته باشه.
خب پس دست بکار شید،خوب همه جوانبو در نظر بگیرید،دنبال علت باشید(برا ما آدما علت خیلی مهمه دیدید وقتی یکی میمیره تا علتش رو نفهمیم آروم نمیگیریم)
دالتون بخواه تا بتونی.:48:



ممنون از شما.درسته هر چیزی علتی داره ولی گاهی علتش دست مانیست.البته من هر چی تو زندگیم دقیق شدم علت این مشکل رو نفهمیدم.طبق تحقیقاتی کهانجام شدهفوبی اجتماعی معمولا توسنین نوجوانیآغاز میشه پس نمیشه گفت علتش همیشه به خود فرد ربط پیدا میکنه برای همینم هست که روانشناسها بیشتر دنبال راههای درمانی هستند تا علتیابی البته در مورد این بیماری

sonya
08-05-2011, 10:45 AM
سلام دالتون
شما تا حالا برای درمان فوبی بیمارستان هم بستری شدید؟

dalton
15-05-2011, 08:50 AM
سلام دالتون
شما تا حالا برای درمان فوبی بیمارستان هم بستری شدید؟

اگه منظورتون تیمارستانه :4:باید بگم که هیج جای دنیا برای افرادی که بیماریهای اضطرابی دارند چنین تجویزی نمیشه حالا نمیدونم شما بر اساس چه اطلاعاتی همچین سوالی پرسیدین

soshan
29-10-2011, 01:39 PM
دالتون عزيز يه سوال داشتم ازتون
اطلاعاتت در مورد بيماريت چقدره؟ و همينطور راههاي درمانش؟
بعضي از افراد شخصيت منحصر به فردي دارن كه خودشون به تنهايي قادر به درمان خودشون هستند و وقتي كه اطلاعات بهشون داده ميشه مي تونن بهترين درمانگر براي خودشون تلقي بشن طوري كه مشاوران حتي تاثيري كمتر از خود فرد روش مي تونن داشته باشن. اگر احيانا تجربه اي داشتيد در مورد بيماري كه خودتون راحت تر با اطلاعاتي كه بهتون داده شده تونستيد مسيرتون رو مشخص كنيد و زودتر به خودتون كمك كنيد دنبال جمع آوري اطلاعات باشيد فكر مي كنم بهتر باشه
البته اين موارد خيلي كمه اما ممكنه شما هم جزء اين دسته باشيد
سوال بعدي من اينه كه آيا فقط نوع اضطراب تون اجتماعي تشخيص داده شده و غير از دارو درماني از چه درمان هاي ديگه اي استفاده كرديد

Weatherman1406
22-01-2012, 11:20 AM
سلام
منم اين مشكل رو يه ١٤ ساليه دارم فكر ميكنم از وقتي كه به دنيا اومدم يه جورايي باهام بوده چون از انجايي كه يادمه خيلي خجالتي بودم ولي از ١٣ سالگيم كاملا احساسش كردم ولي بعد از دانشگام و سربازي واسه اولين بار احساس ميكنم از اجتماع ميتونم جدا باشم و اين كمك ميكنه ترسم كاهش پيدا كنه در مورد اين كه ميگي تو خونه هم ترس داري منم همين مشكل رو پيدا كرده بودم فكر ميكنم مغز آدم شرطي ميشه و بهتره ارتباطاتت رو كاهش بدي و ابتدا سعي كني از اين ترس خلاص شي من الان هشت ماهه كه زندگيم دسته خودمه و اجبار براي انجام كاري ندارم و خوب اين باعث شده حالم بهتر بشه و البته روي ذهنمم تمركز ميكنم كه اين خيلي بهم كمك ميكنه يعني به نفس كشيدنت دقت كن و به چيز ديگه اي فكر نكن هر چند اين كار رو بايد مثا ورزش هميشه انجام بدي تازه بعد يه مدت جوابشو احساس ميكني با اينكه الان هم من اين اضطراب رو در اجتماع دارم ولي نسبت به قبل كمتر شده هر چند بازم زياده ولي اميدوارم تو آينده از بين بره

dalton
05-03-2012, 10:43 PM
سلام
منم اين مشكل رو يه ١٤ ساليه دارم فكر ميكنم از وقتي كه به دنيا اومدم يه جورايي باهام بوده چون از انجايي كه يادمه خيلي خجالتي بودم ولي از ١٣ سالگيم كاملا احساسش كردم ولي بعد از دانشگام و سربازي واسه اولين بار احساس ميكنم از اجتماع ميتونم جدا باشم و اين كمك ميكنه ترسم كاهش پيدا كنه در مورد اين كه ميگي تو خونه هم ترس داري منم همين مشكل رو پيدا كرده بودم فكر ميكنم مغز آدم شرطي ميشه و بهتره ارتباطاتت رو كاهش بدي و ابتدا سعي كني از اين ترس خلاص شي من الان هشت ماهه كه زندگيم دسته خودمه و اجبار براي انجام كاري ندارم و خوب اين باعث شده حالم بهتر بشه و البته روي ذهنمم تمركز ميكنم كه اين خيلي بهم كمك ميكنه يعني به نفس كشيدنت دقت كن و به چيز ديگه اي فكر نكن هر چند اين كار رو بايد مثا ورزش هميشه انجام بدي تازه بعد يه مدت جوابشو احساس ميكني با اينكه الان هم من اين اضطراب رو در اجتماع دارم ولي نسبت به قبل كمتر شده هر چند بازم زياده ولي اميدوارم تو آينده از بين بره

همونطور که گفتی تمرکز روی تنفس یکی از راههای کاهش اضطرابه ولی مشکل اینه که باعث میشه از محیط اطرافت جدا بشی برای همین خیلی کاربردی نیست

samira23
17-05-2012, 04:56 PM
سلام دوست عزیز کاملا مشکلی که دارید رو درک میکنم.
ضمن راهنمایی هایی که دوستان کردند جا داره که به نکاتی چند اشاره کنیم.
ابتدا شما باید بدونید که درمان اختلال اضطراب اجتماعی به کار و تلاش مداوم زیر نظر متخصص نیاز داره.
یافتن علت که دوستمون ازش صحبت کردن تا حدود زیادی به خود شما بستگی داره (چون این اختلال هم جنبه وراثتی داره و هم اینکه بر اثر تجارب محیطی کسب میشه ) وراثت رو کنار بذاریم و به محیط بپردازیم.
شما ابتدا پیش از هرچیز باید افکار ناسازگار که باعث پیدایش و تداوم این اختلال شده را شناسایی کنید و از طریق بازسازی شناختی سعی در جایگزین کردن این افکار مخرب با افکار مثبت کنید.
از شما میخوام به این سوال جواب بدید
چه جیزی باعث میشه که شما نتونید در اجتماع به صورت فعال نقش ایفا کنید؟
یعنی اون احساس و تفکرات شخص شما که مانع از صحبت کردن، برقراری تعامل و آغاز مکالمه یا انجام عملی در جمع،میشه کدام است؟مثلا ممکنه لرزش صدای شما در هنگام صحبت کردن مانعی باشه یا این فکر که ممکنه دیگران به این حرفم بخندند ووو.......
از شما میخوام که این افکار و احساساتتون رو که مانع و باعث ترس شما از بودن در جمع میشه رو روی 1 برگه یادداشت کوچیک بنویسید و برای ما اینجا بیان کنید.منتظر شما هستیم
موید باشید