روانشناسی، روانکاوی، روانسنجی، روانپزشکی، مشاوره، مقالات و تست ها

روانشناسی، روانکاوی، روانسنجی، روانپزشکی، مشاوره، مقالات و تست ها (http://psychology.harferooz.com/index.php)
-   روانشناسی اسلامی (http://psychology.harferooz.com/forumdisplay.php?f=293)
-   -   معني و مفهوم تربيت (http://psychology.harferooz.com/showthread.php?t=1220)

roya 19-01-2011 04:37 PM

معني و مفهوم تربيت
 



معني و مفهوم تربيت


والدين امروز مسئوليتي به مراتب سخت تر و دشوارتر از گذشتگان بر عهده دارند كه كوتاهي در آن نفرين آيندگان را به همراه خواهد داشت . براي انجام اين وظيفه دشوار، آگاهي و ايمان لازم است از آن باب كه ساختن آدم ، بسي دشوارتر از ساختن هر پديده ي ديگر است. وقتي بنا شود براي پرورش زنبور عسل و دام ها دوره اي و همچنين تجربه اي لازم باشد ، براي پرورش انسان اين تجربه آموزي به مراتب ضروري تر خواهد بود. كودكان همچون علف هرزه نيستند كه به خود واگذار شوند. آنها نهال هايي هستند كه در سايه ي پرورش بايد رشد يابند و ميوه ي شيرين دهند. بدين سان تربيت براي آنان امري ضروري و حياتي است .


تعريف و اهميت تربيت :

به طور خلاصه تربيت عبارت است از ايجاد تغييرات مطلوب در انسان و به عبارت ديگر و بهتر: ايجاد تحولات ثمر بخش در محيط زندگي انسان به منظور ساختن و شكوفايي استعدادهاي آدمي ؛ و يا تربيت عبارت است از پروردن قواي جسمي و روحي انسان براي وصول به كمال مطلوب و انتقال طرز تفكر و احساس و عمل يك جامعه به آيندگان.

تربيت به معني پرورش دادن و پرورش يافتن است به شرطي كه براساس روش علمي انجام گيرد و فردي را به نقطه اي دلخواه برساند، دانشي است جديد كه مبتني بر فلسفه ، روان شناسي ، اقتصاد و زيست شناسي است . در اهميت تربيت همين بس كه بگوييم وجود اين همه اهداف بلند ، فضيلت ها و رذيلت ها، خيرخواهي ها و بدخواهي ها زاييده ي تربيت است. و براي درك بيشتر اهميت آن كافي است كه آدمي خود را درجاي كودك بگذارد، كودكي كه از مادر زاده شده و به هيچ امري آگاه نيست .


تربيت چيست ؟

تربيت از سويي علم است چون داراي موضوع و هدف و روش است .

از سويي فن است زيرا جريان نشو و نماي قواي انساني با فنوني بايد تحت مراقبت آيد. ممكن است فردي با سواد و عالم باشد ولي معلم نباشد.

تربيت از سويي هنر است چون در آن توجه به لطافت ها و ريزه كاري هايي است كه براي دوباره ساختن و سازمان دادن ضروري است.

از سوي ديگر ، خدمت است به خود فرد و به جامعه انساني است و به وسيله آن مي توان فرد را موجودي مفيد ساخت و به حقيقتِ آدميت واصل كرد.


وظيفه تربيت :

وظيفه تربيت در عبارتي كوتاه عبارت است از: سازندگي و آفرينندگي ، ساختن و سازمان دادن ، تلاش براي ايجاد تعادل بين نيازها و تعديل تمايلات و غرايز.

با ديدي وسيع تر مي توان گفت تربيت وظيفه دارد سه جنبه آدمي را بسازد: تن ، سر، روان.

و در جمع ، فرد را به ايجاد رابطه اي صحيح بين خود و خدا و جهان قادر سازد، او را فردي مفيد و مؤثر براي جامعه بسازد، انساني بيافريند كه داراي ميل وصول به ارزش هاي عالي باشد، قدرت ابتكار و تصميم گيري داشته باشد، آداب زندگي را بداند، در مسير جريانات اجتماعي و بر كنار از هرگونه پيش داوري باشد.

تربيت وظيفه دارد انساني بسازد كه زندگي اش براساس معيارها و ضوابط انديشيده ، مبتني بر استقلال شخصيت ، عدالت اجتماعي ، شناخت زيبا و انتخاب احسن ، مباني اخلاقي و انساني باشد.


عاملان تربيت :

سازندگان كودك كه در بحث ما عاملان تربيت نام دارند به سه دسته تقسيم مي شوند:

1- والدين كه عامل اصلي تربيت اند و مهم ترين نقش را در پرورش او ايفا مي كنند.

والدين از يك سو عامل وراثتند و از سوي ديگر عامل محيطي . در جنبه وراثت ، خصايص بسياري را از خود و اجداد خود به فرزندان منتقل مي كنند، در جنبه محيط نيز دامان والدين نخستين مدرسه براي كودك است كه در آن ، همت هاي بلند، ارزش هاي عالي ، خلق و خوي نيكو و آزادگي و يا بالعكس پستي ها ، كج خلقي ها و انزواطلبي ها را مي آموزد. البته در اين امر سهم مادر به مراتب بيشتر از پدر است از آن باب كه مخصوصاً در سال هاي اوليه تكيه گاه فرزند و تنها فرد مورد ارتباط با او مادر است.

در اهميت نقش والدين همين كافي است كه بگوييم از حدود 95 هزار ساعت زندگي كودك تا پايان يازده سالگي ، فقط حدود 5 هزار ساعت آن در مدرسه و حداكثر قريب همين مدت با كسان و خويشان ، و الباقي در خانه سپري مي شود و مهمتر اين كه بخش اعظم اين مدت 85 هزار ساعتي ، در كنار مادر و دامان و آغوش او و يا لااقل در تماس مستقيم با اوست .

2- طبقات اجتماعي ، كه به نسبت تماس و برخورد كودك با آنها به دسته هاي زير قابل تقسيم هستند :

- برادر، خواهر، پدر بزرگ ، مادر بزرگ .

- عمو، عمه ، دايي ، خاله و فرزندان آنها.

- معلم ، مدير، مستخدم ، همكلاسي ها وهم مدرسه اي ها.

- افراد جامعه اعم از بقال ، عطار، كتاب فروش ، بزاز، قصاب ، نانوا ، پليس و ...

اينان در سازندگي و يا ويران كردن بناي زندگي افراد تأثير به سزايي دارند و كودك آگاهانه طرز زندگي و خط مشي آنها را فرا مي گيرد و براساس آن، بينش و فلسفه خاصي پيدا مي كند.

3- عوامل خارجي كه عبارت اند از :

وسائل ارتباط جمعي چون راديو ، تلويزيون ، فيلم و سينما ، روزنامه و مجله ، كتاب و نوشته ها ...

موجودات غير انساني چون گياه و حيوان و جماد كه به گونه هايي در او تأثير مي گذارند . في المثل تماس و برخورد فرد با چوب نرم در محيط كارگاه تأثيري سواي برخوردش با فلز سرسخت دارد.

تحولات طبيعي از پيدايش فصول ، زلزله ها ، عوامل جوّي ، آب وهوا و... . اين عوامل در نحوه زندگي ، در طرز فكر، اخلاق و رفتار مؤثرند و زندگي انسان به حقيقت تابع محيط به معناي اعم است ( محيط جغرافيايي ، آب و هوايي، فرهنگي ، اقتصادي ، سياسي و...)



اکنون ساعت 01:27 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3 می باشد.

Powered by vBulletin Version 3.8.12 by vBS
Copyright ©2000 - 2026, Jelsoft Enterprises Ltd.

Free Persian Language By Harfe rooz Ver 3.0