19-01-2011, 04:37 PM
|
#1
|
|
(کاربر طلایی)
تاریخ عضویت: Jan 2011
نوشته ها: 972
|
معني و مفهوم تربيت
معني و مفهوم تربيت
والدين امروز مسئوليتي به مراتب سخت تر و دشوارتر از گذشتگان بر عهده دارند كه كوتاهي در آن نفرين آيندگان را به همراه خواهد داشت . براي انجام اين وظيفه دشوار، آگاهي و ايمان لازم است از آن باب كه ساختن آدم ، بسي دشوارتر از ساختن هر پديده ي ديگر است. وقتي بنا شود براي پرورش زنبور عسل و دام ها دوره اي و همچنين تجربه اي لازم باشد ، براي پرورش انسان اين تجربه آموزي به مراتب ضروري تر خواهد بود. كودكان همچون علف هرزه نيستند كه به خود واگذار شوند. آنها نهال هايي هستند كه در سايه ي پرورش بايد رشد يابند و ميوه ي شيرين دهند. بدين سان تربيت براي آنان امري ضروري و حياتي است .
تعريف و اهميت تربيت :
به طور خلاصه تربيت عبارت است از ايجاد تغييرات مطلوب در انسان و به عبارت ديگر و بهتر: ايجاد تحولات ثمر بخش در محيط زندگي انسان به منظور ساختن و شكوفايي استعدادهاي آدمي ؛ و يا تربيت عبارت است از پروردن قواي جسمي و روحي انسان براي وصول به كمال مطلوب و انتقال طرز تفكر و احساس و عمل يك جامعه به آيندگان.
تربيت به معني پرورش دادن و پرورش يافتن است به شرطي كه براساس روش علمي انجام گيرد و فردي را به نقطه اي دلخواه برساند، دانشي است جديد كه مبتني بر فلسفه ، روان شناسي ، اقتصاد و زيست شناسي است . در اهميت تربيت همين بس كه بگوييم وجود اين همه اهداف بلند ، فضيلت ها و رذيلت ها، خيرخواهي ها و بدخواهي ها زاييده ي تربيت است. و براي درك بيشتر اهميت آن كافي است كه آدمي خود را درجاي كودك بگذارد، كودكي كه از مادر زاده شده و به هيچ امري آگاه نيست .
تربيت چيست ؟
تربيت از سويي علم است چون داراي موضوع و هدف و روش است .
از سويي فن است زيرا جريان نشو و نماي قواي انساني با فنوني بايد تحت مراقبت آيد. ممكن است فردي با سواد و عالم باشد ولي معلم نباشد.
تربيت از سويي هنر است چون در آن توجه به لطافت ها و ريزه كاري هايي است كه براي دوباره ساختن و سازمان دادن ضروري است.
از سوي ديگر ، خدمت است به خود فرد و به جامعه انساني است و به وسيله آن مي توان فرد را موجودي مفيد ساخت و به حقيقتِ آدميت واصل كرد.
وظيفه تربيت :
وظيفه تربيت در عبارتي كوتاه عبارت است از: سازندگي و آفرينندگي ، ساختن و سازمان دادن ، تلاش براي ايجاد تعادل بين نيازها و تعديل تمايلات و غرايز.
با ديدي وسيع تر مي توان گفت تربيت وظيفه دارد سه جنبه آدمي را بسازد: تن ، سر، روان.
و در جمع ، فرد را به ايجاد رابطه اي صحيح بين خود و خدا و جهان قادر سازد، او را فردي مفيد و مؤثر براي جامعه بسازد، انساني بيافريند كه داراي ميل وصول به ارزش هاي عالي باشد، قدرت ابتكار و تصميم گيري داشته باشد، آداب زندگي را بداند، در مسير جريانات اجتماعي و بر كنار از هرگونه پيش داوري باشد.
تربيت وظيفه دارد انساني بسازد كه زندگي اش براساس معيارها و ضوابط انديشيده ، مبتني بر استقلال شخصيت ، عدالت اجتماعي ، شناخت زيبا و انتخاب احسن ، مباني اخلاقي و انساني باشد.
عاملان تربيت :
سازندگان كودك كه در بحث ما عاملان تربيت نام دارند به سه دسته تقسيم مي شوند:
1- والدين كه عامل اصلي تربيت اند و مهم ترين نقش را در پرورش او ايفا مي كنند.
والدين از يك سو عامل وراثتند و از سوي ديگر عامل محيطي . در جنبه وراثت ، خصايص بسياري را از خود و اجداد خود به فرزندان منتقل مي كنند، در جنبه محيط نيز دامان والدين نخستين مدرسه براي كودك است كه در آن ، همت هاي بلند، ارزش هاي عالي ، خلق و خوي نيكو و آزادگي و يا بالعكس پستي ها ، كج خلقي ها و انزواطلبي ها را مي آموزد. البته در اين امر سهم مادر به مراتب بيشتر از پدر است از آن باب كه مخصوصاً در سال هاي اوليه تكيه گاه فرزند و تنها فرد مورد ارتباط با او مادر است.
در اهميت نقش والدين همين كافي است كه بگوييم از حدود 95 هزار ساعت زندگي كودك تا پايان يازده سالگي ، فقط حدود 5 هزار ساعت آن در مدرسه و حداكثر قريب همين مدت با كسان و خويشان ، و الباقي در خانه سپري مي شود و مهمتر اين كه بخش اعظم اين مدت 85 هزار ساعتي ، در كنار مادر و دامان و آغوش او و يا لااقل در تماس مستقيم با اوست .
2- طبقات اجتماعي ، كه به نسبت تماس و برخورد كودك با آنها به دسته هاي زير قابل تقسيم هستند :
- برادر، خواهر، پدر بزرگ ، مادر بزرگ .
- عمو، عمه ، دايي ، خاله و فرزندان آنها.
- معلم ، مدير، مستخدم ، همكلاسي ها وهم مدرسه اي ها.
- افراد جامعه اعم از بقال ، عطار، كتاب فروش ، بزاز، قصاب ، نانوا ، پليس و ...
اينان در سازندگي و يا ويران كردن بناي زندگي افراد تأثير به سزايي دارند و كودك آگاهانه طرز زندگي و خط مشي آنها را فرا مي گيرد و براساس آن، بينش و فلسفه خاصي پيدا مي كند.
3- عوامل خارجي كه عبارت اند از :
وسائل ارتباط جمعي چون راديو ، تلويزيون ، فيلم و سينما ، روزنامه و مجله ، كتاب و نوشته ها ...
موجودات غير انساني چون گياه و حيوان و جماد كه به گونه هايي در او تأثير مي گذارند . في المثل تماس و برخورد فرد با چوب نرم در محيط كارگاه تأثيري سواي برخوردش با فلز سرسخت دارد.
تحولات طبيعي از پيدايش فصول ، زلزله ها ، عوامل جوّي ، آب وهوا و... . اين عوامل در نحوه زندگي ، در طرز فكر، اخلاق و رفتار مؤثرند و زندگي انسان به حقيقت تابع محيط به معناي اعم است ( محيط جغرافيايي ، آب و هوايي، فرهنگي ، اقتصادي ، سياسي و...)
|
|
|