نمایش پست تنها
قدیمی 15-02-2011, 03:47 PM   #1
elena5
(کاربر باتجربه)
 
elena5 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
نوشته ها: 109
Lala سلام و مصافحه




سلام و مصافحه


پيوندهاى اجتماعى، نيازمند «تحكيم‏» است.

استوارسازى اين رشته‏ها با كلى‏گويى به دست نمى‏آيد. بايدنمونه‏هاى عملى و مصداقهاى خاص و روشن ارائه شود، تا مرزهاى‏دوستى و پيوندهاى عاطفى استوارتر گردد و پايدار بماند. «سلام‏» ودست دادن يكى از اين امور است.

سلام، چراغ سبز آشنايى است.

وقتى دو نفر به هم مى‏رسند، نگاهها كه به هم مى‏افتد، چهره‏ها كه‏رو در رو قرار مى‏گيرد، نخستين علامت صداقت و مودت و برادرى،«سلام دادن‏» است و در پى آن، دست دادن و «مصافحه‏».

دو نفر را تصور كنيد كه به يكديگر مى‏رسند، آشنا و دوست هم‏هستند. در اين برخورد، بهتر است نخستين كلامشان چه باشد؟ آيامناسب‏تر از «سلام‏» چيزى سراغ داريد؟


مفهوم سلام

سلام، اطمينان دادن به طرف مقابل است كه: هم سلامتى وتندرستى تو را خواستارم، هم از جانب من آسوده باش و مطمئن، كه‏گزندى به تو نخواهد رسيد. من خيرخواه تو هستم، نه بدخواه وكينه‏ورز و دشمن. نيز نوعى درود و تحيت اسلامى است كه دو مسلمان‏به هم مى‏گويند. اين معناى شعار اسلامى سلام است.

دست دادن و دست هم را صادقانه به گرمى فشردن، نشان ديگرى‏از محبت و صميميت و خيرخواهى است. دلها را به هم نزديكتر ومحبتها را بيشتر مى‏سازد. تماس دو دست، قلبها را نيز به هم نزديكترمى‏كند، اگر منافقانه و دروغ و فريب نباشد!

«دست در دست، چو پيوند دو قلب.گرمتر مى‏گردد،دل آزرده دوست،نرمتر مى‏گردد ...»


دست دادن


بارى ... سلام، نام خداست و تحيت الهى. سفارش پيامبر است وامامان. تا آنجا كه فرموده‏اند: اگر كسى پيش از سلام، شروع به سخن‏كرد، جواب ندهيد:

«من بدء بالكلام قبل السلام فلا تجيبوه.»

در حديث ديگرى امام صادق(ع) از قول خداوند نقل مى‏كند كه:بخيل، كسى است كه از سلام دادن به ديگرى بخل ورزد:

«البخيل من بخل بالسلام.»

راستى ... سلام دادن به ديگرى نه تنها چيزى از قدر و جايگاه‏انسان نمى‏كاهد و هيچ گونه ضرر و زيان مادى، پولى، آبرويى‏و ... ندارد، بلكه محبت‏آور و صفابخش است و خداپسند و سيره‏رسول خدا(ص) و روش و منش اولياء الهى است. به علاوه، نشانه‏اى ازتواضع و فروتنى و نداشتن كبر است. انسانهاى متواضع، نه تنها زيان‏نمى‏بينند، بلكه عزت و محبوبيت هم پيدا مى‏كنند. امام صادق(ع)فرمود:

«من التواضع ان تسلم على من لقيت‏»;

از نشانه‏هاى فروتنى اين است كه به هر كس برخوردى، سلام‏دهى.

پيامبر اكرم(ص) نيز فرمود:

«اذا تلاقيتم، فتلاقوا بالتسليم و التصافح‏»;

هرگاه يكديگر را ديدار كرديد، با «سلام‏» و «دست دادن‏» با هم ديداركنيد.


ادب و آداب سلام


سيره رفتارى پيامبر خدا آن بود كه به هر كه مى‏رسيد - حتى كودكان- ابتدا به او سلام مى‏كرد، بخصوص در مورد سلام كردن به كودكان‏مى‏فرمود: پنج صفت است كه تا زنده‏ام، آنها را رها نخواهم كرد، يكى‏هم سلام دادن به كودكان است، تا پس از من «سنت‏» گردد.

اين خصلت‏خجسته، از اخلاق حسنه و روحيه پاك و تواضع اوسرچشمه مى‏گرفت. اينها درست; ولى ادب اقتضا مى‏كند كه‏كوچكترها به بزرگترها سلام كنند. در حديث آمده است كه پيامبراكرم(ص) فرمود:

كوچك به بزرگ سلام كند،يك نفر به دو نفر،و جمعيت كم به جمعيت فراوان،و سواره بر پياده،و رهگذر، بر كسى كه ايستاده است.

و ايستاده بر كسى كه نشسته است.و البته كه اگر جز اين باشد، نشان تواضع نخواهد بود!

سلام را بايد آشكارا، بلند و با صداى رسا ادا كرد. احاديث فراوانى‏با عنوان «الجهر بالسلام‏» و «افشاء سلام‏» آمده كه سفارش اكيد دارد كه‏سلامها، رسا و بلند باشد، نه زير لب و آهسته و نامفهوم و ناقص. جواب‏سلام نيز بايد همين گونه باشد، يعنى بلند و واضح، تا طرف بشنود.

اگر در برخورد با ديگران يا ورود به جلسه و جمعى، يا رسيدن به‏خانه و محل كار، سلام بگوييد، ولى آهسته، شايد سلامتان را نشنوند. بااينكه شما سلام داده‏ايد، ولى به دليل سر و صدا يا جمع نبودن حواس ياهر عامل ديگر، سلامتان را نشنوند، شما را بی ‏ادب و بى‏اعتنا خواهندشمرد و متكبر خواهند پنداشت.

يا اگر سلام ديگرى را جواب دهيد; اما آهسته و زير لب، به گونه‏اى‏كه نفهمد و نشنود، شايد پيش خود فكر كند مساله‏اى، خصومتى و ...پيش آمده، يا شما سرسنگين و متكبر شده‏ايد كه حتى جواب سلامش‏را هم نمى‏دهيد يا با دشوارى و بى‏علاقگى جواب مى‏دهيد.

راه جلوگيرى از اين سوءتفاهمها و بدگمانيها، رعايت همان‏دستور دينى در معاشرتها است، يعنى آشكارا سلام كردن.

امام صادق(ع) می‏فرمايد:

«هرگاه يكى از شما سلام مى‏دهد، سلامش را آشكارا بگويد. نگويد كه «سلام‏دادم، ولى جوابم ندادند»، شايد سلام داده ولى آنان نشنيده باشند! و هرگاه يكى ازشما جواب سلام مى‏دهد، جواب را آشكارا و بلند بگويد، تا آن مسلمان ديگرنگويد كه «سلام كردم ولى جوابم را ندادند!»

اگر سلام مستحب است، جوابش واجب است. البته بيشترين‏ثواب نيز از آن كسى است كه شروع به سلام كند.

آن كه سلام مى‏دهد، پاسخش را بايد گرمتر و بيشتر داد، چرا كه‏سلام نوعى تحيت و هديه از سوى يك مؤمن است و هديه را بايدپاسخى بهتر ارائه داد، تا نشان قدرشناسى باشد. و اين تعليم قرآن كريم ‏است كه تحيت ديگران را به گونه‏اى بهتر پاسخ دهيد: «... فحيوا باحسن‏منها» ، يا مثل همان را بازگردانيد.


گفتيم كه «مصافحه‏» هم، «دوستى‏آور»، «كدورت‏زدا» و «محبت‏آفرين‏»است. ما علاقه خود و صميميت را با دست دادن ابراز مى‏كنيم.برعكس، اگر با كسى كدورت و دشمنى داشته باشيم، از دست دادن با اوپرهيز مى‏كنيم. به همين خاطر، اين دستور مقدس و پربركت اسلامى،در تحكيم رابطه‏هاى دوستى و اخوت، ثمربخش است.

امام باقر(ع) فرمود: هر دو نفر مؤمنى كه با هم دست‏بدهند، دست‏خدا ميان دست آنان است و دست محبت الهى بيشتر با كسى است كه‏طرف مقابل را بيشتر دوست‏بدارد.

و نيز امام صادق(ع) فرمود:

هنگامى كه دو برادر دينى به هم مى‏رسند و با هم دست مى‏دهند،خداوند با نظر رحمت‏به آنان مى‏نگردد و گناهانشان، آن سان كه برگ‏درختان مى‏ريزد، فرو مى‏ريزد، تا آنكه آن دو از هم جدا شوند.


شيوه مصافحه

دست دادن نيز، همچون سلام، ادب و آدابى دارد. يكى از آنهاپيوستگى و تكرار است. در يك سفر و همراهى و ديدار، حتى چند باردست دادن نيز مطلوب است.

ابوعبيده نقل میكند: همراه امام باقر(ع) بودم. اول من سوارمى‏شدم، سپس آن حضرت. چون بر مركب خويش استوار مى‏شديم،سلام مى‏داد و احوالپرسى مى‏كرد، چنان كه گويى قبلا يكديگر رانديده‏ايم. آنگاه مصافحه مى‏كرد. هرگاه هم از مركب فرود مى‏آمديم وروى زمين قرار مى‏گرفتيم، باز هم به همان صورت، سلام مى‏كرد ودست مى‏داد و احوالپرسى مى‏كرد و مى‏فرمود: «با دست دادن دو مؤمن،گناهانشان همچون برگ درختان فرو مى‏ريزد و نظر لطف الهى با آنان است، تا از هم‏جدا شوند.»

از آداب ديگر مصافحه، فشردن دست، از روى محبت و علاقه‏است، اما نه در حدى كه سبب رنجش و درد گردد.

جابر بن‏عبدالله مى‏گويد: در ديدار با رسول خدا(ص) بر آن‏حضرت سلام كردم. آن‏حضرت دست مرا فشار داد و فرمود: دست‏فشردن، همچون بوسيدن برادر دينى است.

همچنين هنگام مصافحه، طول دادن و دست را زود عقب نكشيدن‏از آداب ديگر اين سنت اسلامى است. در مصافحه، پاداش كسى بيشتراست كه دستش را بيشتر نگه دارد.

پيامبر اسلام(ص) نيز اين سنت نيكو را داشت كه چون با كسى‏دست مى‏داد، آن قدر دست‏خود را نگه مى‏داشت، تا طرف مقابل دست‏خود را سست كند و عقب بكشد.

بارى ... محبت قلبى را بايد آشكار ساخت.

علاقه، گنجى نهفته در درون است كه بايد آن را استخراج و آشكاركرد، تا از بركاتش بهره برد. روشنترين خير و بركتش، تقويت دوستيهاو تحكيم آشناييها و رابطه‏ها است. به دستور اسلام، هرگاه مؤمنى راملاقات مى‏كنيد، مصافحه كنيد، خوشرويى و چهره گشاده و بشاش وخندان به هم نشان دهيد.

از آثار ديگر مصافحه، «كينه‏زدايى‏» است. پيامبر خدا(ص) فرمود:

«تصافحوا، فان التصافح يذهب السخيمة‏» (17) و «تصافحوا فانه يذهب بالغل‏». (18) مصافحه كنيد و دست دهيد، چرا كه آن، كينه و كدورت را مى‏زدايد.


دست دادن با زنان.

بر اساس «مكتبى‏» بودن مرز دوستيها و رابطه‏ها و معاشرتها، دست‏دادن با نامحرم، حرام است و صرف دوستى و رفاقت و آشنايى وهمكار بودن يا ملاحظات سياسى و ديپلماسى در سفرهاى خارجى وديدارهاى رسمى، دليل نمى‏شود كه كسى با نامحرم و اجنبى، مصافحه‏كند. روشنفكر مآبى در اين مساله جايى ندارد. رسول خدا فرمود: بازنان دست نمى‏دهم (البته زنان نامحرم). و در حديث نبوى ديگرى‏آمده است:

«اگر زنى بخواهد با مرد نامحرم دست‏بدهد (كه نبايد دست دهد) و ناچارباشد، يا بخواهد با او «بيعت‏» كند، از پشت لباس (و با وجود حايل و پوشش دست،دستكش) مانعى ندارد.»

البته معيار عمل، فتواى مجتهدى است كه از او تقليد مى‏كنيد و هرمسلمان متعهد، بايد براى عمل خود ملاك و حجت‏شرعى داشته باشد.

elena5 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول