16-02-2011, 11:11 PM
|
#15
|
|
(کاربر فعال)
تاریخ عضویت: Oct 2009
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 67
|
نقل قول:
نوشته اصلی توسط mehrdad-tanha
ساشا افراد دیگه ای هم بودن. البته تقریباً همشون رو یه جورایی عجیب و غریب باهاشون آشنا شدم و اینکه احساس میکنم هیچوقت خودم اونها رو انتخاب نکردم. مثلاً توی چت با 2-3 نفر دوست شدم، بعد تلفنی صحبت کردم و دیدمشون. اما اونها اون کسی نبودن که من میخواستم. هیچ شباهتی به کسی که من دوست دارم ندارن.
بعضی وقتا که توی خیابون راه میرم ، چند باری شده که مثلاً یه دختری رو ببینم و یه دفعه احساس کنم که این دختر رو چقدر دوست دارم! یه چیزی در درونم بهم میگه که کاش میشد باهاش دوست بشم و اگه اینجوری میشد دوست داشتم همه چیزمو بهش بدم! واسش هر کاری کنم. همه دنیامو بهش تقدیم کنم. نمیدونم انگار که عاشق اون شخص بشم بدون اینکه حتی بشناسمش! اما دقیقاً توی همون حال بدنم قفل میشه و زبونم لال! هیچوقت، حتی 1 بار هم نشده که بتونم برم جلو و فقط یه سلام خشک و خالی کنم. حتی بعضی وقتا شده که اون شخص منو نگاه کنه، ولی من یه دفعه از ترس خودم به اون راه بزنم و یه جای دیگه ای رو نگاه کنم.
|
ببین مهرداد جان، با توجه به مطالبی که خودت گفتی من فکر میکنم که مشکل اصلی تو در پیدا کردن دوست نیست. تو این توانایی رو داری که با دخترها دوست بشی و همینطور که اشاره کردی پیش از هم با کسانی دوست شدی. و البته باز هم میتونی دوستان جدیدی از همین روش ها پیدا کنی.
اما به نظر من حتی پیدا کردن یه دوست جدید هم مشکل واقعی تو حل نمیشه. مشکل واقعی تو غلبه بر ترسی هست که در ارتباط مستقیم با جنس مونث به تو دست میده. و این مشکل بسیار حاد و مهمه و حتماً باید برای حل این مشکل هر چه زودتر تحت درمان قرار بگیری. از اونجایی که سالهای زیادی با این مشکل مواجهه بودی ممکنه که درمان این وضعیت و تغییر روحیه ات کمی به طول بیانجامه اما این امر شدنیه و اینطور فکر نکن که هیچوقت درست نمیشه. توصیه من بهت اینه که به یه روانشناس خوب مراجعه کنی تا بتونی زودتر از این وضعیتی که مدتهاست آزارت میده نجات پیدا کنی. همینطور من تکنیک های آرام سازی رو که دوست خوبمون سوشان بهش اشاره کرد خیلی مفید میدونم و خیلی معتقدم که اگه بتونی مدتی به کلاس هایی مانند یوگا بری به آرام سازی شخصیتت خیلی کمک میکنه.
|
|
|