Hashnaei
سلام حدود یک سال پیش به طوراتفاقی ازطریق پیامکبا پسری شهرستانی آشنا شدم،این آشنایی بدون اینکه همدیگرروببینیم منجر به علاقه ازهردو طرف شد،ابتدا با این نوع آشنایی موافق نبودم ومیخواستم تا به ادامه ی روند اینآشنایی پایان بدهم،منتهااصرارازجانب این پسرمنجربه ادامه آشنایی وعلاقه ی من شد،ایشون معون دبیرستان،25ساله،متولد بهمن ماه،تک فرزند،ودارای سابقه ی فامیلی فرهنگی هستند لازم ذکرکنم به صداقت گفته های ایشون ایمان دارم،ما به دلیل شغل ایشون وشهرستان بودنشون نتونستیم همدیگرروببینیم،اماازطریق ایمیل عکسش روبرام فرستاد،من هم همینطورخانواده ی من ازجریاناطلاعدارند وقراره ایشون بعدازقبولی درکارشناسیارشدتهران بیان تاخواستگاریومراتب آشنایی فراهم بشه،من به گفته ی یک مشاور مدتی با ایشون قطع رابطه کردم که منجر بهافسردگیشدیدواضطرابدرمن شداما نتونستم،با استادمشاورم موضوع رومطرحکردم ایشون این رابطه رو نفی نمیکنندومعتقدند با یکسان بودن معیارهامون میتونیم موفق باشیم،من دچارتردید شدم چرا که خانواده ی این پسر خواستار ازدواج اون با دختر عموش هستند ایشون ساکن خرم آباد ومن ساکن یکی ازشهرک های استان البرزهستم من فرزند ششم خانواده ودانشجوی سال دوم روانشناسی بالینی هستم تنها فرداز خانواده که به دانشگاه رفته اما اکثرفامیل وحتی مادراین پسرفرهنگیهستندبه من بگیدچیکارکنم؟؟؟؟؟؟به ایشون علاقه مندموطرزتفکروهدفشون برای زندگیوبعضی از خصوصیاتی رو که تونستم آشنا بشم رو میپسندم،اما افسردگی واضطراب ناشی از این موضوع من رو دچار تردید میکنه لطفا منطقی کمکم کنید با استدلال ومنطق قابل قبول
|