چه زدگیه سختی........
سلام خانم
من واقعا به شما دست مریزاد میگم.تحمل این همه مشکلات،طی کردن این راه پر فراز و نشیب،خیلی سخته!!!!!!!!!!!!
من همیشه فکر می کردم این چیزا فقط تو فیلماست.اما اشتباه می کردم.شاید این چیزایی که شما اینجا گفتید خیلیارو به خودشون بیاره و قدر زندگیشونو بیشتر بدونن.
شما نباید این حرفو بگید که بچه هام پدر می خوان،اوضاع جامعه،نداشتن خواستگار،و از این حرفا.در واقع منظورم اینه که شما به هیچ وجه نباید احساس وابستگی کنید.تا ایجای کارو اومدید.پس مطمئن باشید با این پشتکار قوی که دارید می تونید بقیه مسیرو هم بدون وابستگی برید.
خب آره آدما دل دارن،عاشق می شن،دل بسته می شن،اما به چه قیمتی،شما که نمی خواید از یه سوراخ چند بار نیش زده بشید؟؟؟؟؟؟؟؟
شما باید تشخیص بدید این احساسی که به اون آقا دارید،واقعا دلبستگیه؟یا خستگیه؟
اصرار نکنید به اینکه حتما باید ازدواج کنید تا طعم خوشبختی رو بچشید.شاید بعدن ترها یه موقعیت بهتری براتون پیش بیاد،بهتر از این آقا که خونوادش شدیدا مخالفن.
فقط می تونم اینو بهتون بگم که برای فرار از شرایط ازدواج نکنید.با کسی ازدواج بکنید که واقعا دلتون واسش می تپه و دل اونم براتون می تپه.
امیدوارم بهترین راهو انتخاب کنید و تو زندگی سربلند باشید.
|