سلام
ممنونم از این همه حرفایه قشنگت،درسته من به همه چیز نرسیدم اما از اینکه میگفتم رسیدم منظورم این بود که دلیلم برایه مردن شکایت از این دنیا نیست،خستگی از این دنیاست. من نه روزام تکراریه نه زندگیه بدی دارم اما از این دنیا بدم میاد چون واقعا کثیفه و تحملش برایه من سخت البته یکی از دوستام باهام حرف زده و روم ناثیر گذاشته و باعث شده که مثبت نگاه کنم،
مشکل من اینه که احساس میکنم بنده یه بدی هستم و بی نهایت تنبل و سهل انگار تقریبا از خودم خسته شدم.
یکی از بزرگترین چیزایه معنوی ای که بهش رسیدم اینه که رحیم بودنه خدارو 2ساله که درک کردم ،درک این موضوع خیلی سخته. اون دنیا خدا هست و این ادما دیگه وجود ندارن که باعث اذیته من بشن، من خیلی زود رنج شدم بعضی از ادما یه رفتارایی دارن که واقعا غیر قابل تحمله و منو اذیت میکنه،من اونقدر صبور بودم که خودم از صبوریم و خونسردیم کفرم در میومد
حرفات خیلی کمکم کرد ،من فکر نمیکردم پسری مثل توهم وجود داشته باشه
بینهایت خوبی
|