سلام
اين رفتارهاش هم ناشي از سر در گمي از اين بابته كه بين اعتقاداتش و اين رابطه دچار تناقض شده و واسه همينم تو رفتارش دچار كش مكشه از طرفي دوستت داره ولي نه به خاطر خودت شايد اولش برا خودت بود ولي الان به خاطر وابستگي و خاطراتش با شماست كه كم كم كه بتونه خودشو قانع كنه اماده جدا شدن ميشه.به نظر من ازش دور شو و سنگين تر باهاش برخورد كن حس حسادت زنانش رم حتما تحريك كن اون نبايد به اين نتيجه برسه كه تو پيله اي و هستي نمي گم بي احترامي كن بهش اما سرد شو و مثلا بگو چند وقته 1 دختر مزاحم تلفنيت مي شه يا مثلا از دختراي ديگه يا دوست دختراي دوستات تعريف كن و از خوبيش نگو در ضمن تو ضد دين كه نيستي بي ديني اين كوته فكري كه ادم اعتقادات بقيه رو احترام نذاره!حالا چه واجب بوده ايشون به مامانش بگه تو نماز نمي خوني!!!!!!!؟؟؟؟؟؟مگه واسه خانوادش بايد امتحان احكام بدي؟ببين اينا بهانه است...
ولي 1 چيزم بت بگم اگر تا حداقل 2سال ديگه نمي توني ازدواج كني باهاش و شرايطش و نداري در حقش بدي نكن نامردي و اگر دوستش داري ازش جدا شو نذار وابستگي ها بيشتر بشه و بخوايد در عمل انجام شده قرار بگيريد مثل روووووووووووووووووز برام روشن شما نهايتن رابطتون اگر به نامزدي رسمي نرسه 2سال حداكثر بيشتر عمر نمي كنه ديگه خود داني ولي به حرفام فكر كن اينا فقط حرف نيست من با تك تك اين جمله ها زندگي كردم و مي كنم...........................
|