موضوع: بیزار نامه!
نمایش پست تنها
قدیمی 16-06-2012, 12:50 AM   #8
آسمان
(کاربر تازه وارد)
 
آسمان آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2011
محل سکونت: tehran
نوشته ها: 3
پیش فرض بیزارنامه من. قسمت سوم


به تو که فکر میکنم.
به تو که فکر میکنم.
قلبم آتش میگیرد.
روزگارم سیاه است.
روزگارم سیاه تر از سیاه میشود.

به تو که فکر میکنم.
به تو که فکر میکنم.
غمگین ترین ترانه های دنیا در گوشم زمزمه میکنند.
نه.
زمزمه نیست. فریاد میکشند.
داد میزنند و کمک می خواهند.
و روزگار سیاهم را
روزگار سیاهم را سیاه تر از هر تاریکی میکنند.

به تو که فکر میکنم.
تمام وجودم غم میشود.
درد تک تک استخوان های بدنم را می فشارد.
آه تمام وجودم را میگیرد.
و سرشارم از ناتوانی.
سرشارم از مرگ.
سرشارم از تنهایی
و سکوت
سکوتی دردناکتر از مرگ

به تو که فکر میکنم
تک تک گناهانم در من آشکار می شوند
و بارها و بارها و بارها و بارها همان سوال همیشگی در ذهنم آشکار میشود
یعنی اشتباهات من لایق چنین دردی بودند؟

و باز هم به تو فکر میکنم
به تو فکر میکنم

به تو که فکر میکنم.
آرزوهایم یکی دوتا نیست
دلم چیزهای زیادی میخواد
تک تک سلول های بدنم فریاد میزنند
از تو بیزارم
از تو بیزارم
از تو بیزارم
از تو بیزارم

و من منتظرم
روزی برسد
که فریاد بزنی
و چنان اشک بریزی که همه دنیایت را آب ببرد
و چنان برنجی که هرگز آرام نشوی
و چنان درد بکشی
آنچنان درد بکشی که بفهمی من چه میگفتم

به تو که فکر میکنم
آرزو میکنم
با تمام وجودم آرزو میکنم
روزی برسد
که برای دردهایت پایانی نباشد
و برای غم هایت هیچ حدی
و بشنوم صدای زار زدن هایت را
و بشنوم صدای زجه زدن هایت را
ذره ای امید در وجودت نباشد
هر روز و هر لحضه آرزوی مرگ کنی اما نمیری
و تنهایی تمام وجودت را بخورد
و تو فریاد میکشی
داد میزنی
فریاد میکشی
فریاد میکشی
اما هیچ کس نمیشنود
هیچ کس نمیبیند
هیچ کس نمی فهمد
و درد تو
هرگز تمام نمیشد
هرگز


تا بفهمی من چه میگفتم
و چه حالی داشتم
و با من چه کردی

کاش میشد
کاش میشد
روزی برسد
که ببینم
ببینم
ببینم آن روز را

کاش میشد
کاش میشد
کاش آن روز، امروز بود
کاش
کاش هنوز دوستم داشتی
آسمان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول