سلام.من ليلا هستم-21سالمه-4ساله كه نامزد كردم با پسر عموم-خيلي دوسش دارم و از روي تفكر و عقل عاشقش شدم-اما 1ماهه به دليل چنتا دعوايي كه الكي باهم داشتيم سردرگمم و نميدونم كه چم شده و از زندگي چي ميخوام-نامزدم خيلي دوسم داره و هميشه كنارمه.خيلي پسر خوبيه-مشكل از روحيه منه-.......از روحياتم ميگم: 1- از هرچي احساساته سرد شدم 2- از ابراز علاقه و حس دلتنگي سرد شدم دوس ندارم 3- خيلي علاقه مند به تنهايي شدم نه اينكه دورم خلوت باشه.علاقه به اينكه كسي تو روحمو وجودم نباشه 4- بي حوصله ام 5-همه چيز واسم عادي شده 6- دوس داشتن نامزدم واسم عادي شده 7- تقريبا از زندگيم داره خذف ميشه اما اصلا من اين وضعو دوس ندارم نميخوام از دستش بدم 8- دوس دارم تو تنهايي خودم بميرم اما زندگيم اينطور نباشه 9- از خودم متنفر شدم 10-احساس ميكنم دلم سنگ شده...منتظر كمكتون هستم