قدیمی 12-03-2011, 11:09 AM   #1
roya
(کاربر طلایی)
 
roya آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
نوشته ها: 972
Padded نگاهي روانشناختي به رفتارها در محيط وب


ارضاي ميل لذت بردن با جست وجو

فرقي نمي كند كه خودمان معتاد گوگل، توييتر و شبكه هاي اجتماعي باشيم يا يكي از دوستان و نزديكان مان، در هر حال چيزي كه كمتر به آن فكر كرده ايم، اين بوده است كه چگونه معتاد اين فناوري ها مي شويم؟ اگر يك وبگرد مشتاق هستيد، آيا تا به حال از خودتان پرسيده ايد اين لذت ناشي از وبگردي است كه ميل به آنلاين شدن را در شما برمي انگيزد يا اشتياق براي جست وجو و يافتن چيزهاي جديد و پيش بيني نشدني؟ احتمالاً تا به حال كمتر در مورد اين مساله فكر كرده ايد و تا به حال «لذت و سرخوشي» را مترادف با ميل «جست وجو و خواستن» مي گرفتيد. اما وقتي از يكي وبگردي چندساعته فارغ مي شويد، تا به حال شده از خودتان پرسيده باشيد از وبگردي لذت برده ايد يا صرفاً خود ميل جست وجويتان ارضا شده است؟

---

به نظر مي رسد نياز به دسترسي به اطلاعات الكترونيك همچون نيازهاي پايه يي انسان ها، مثل خواب و خوردن و نوشيدن نيز به يكي از نيازهاي اساسي و اوليه بشر تبديل شده است. بعضي از اين اطلاعات ممكن است واقعاً به كار و زندگي ما ربط داشته باشند، اما بخش زيادي از اين اطلاعات و اشتياق مان براي مرور روزانه آنها واقعاً نقشي در زندگي ما ندارند.

راستش اگر خوب دقت كنيم خيلي وقت ها ما كاملاً شبيه موش هاي آزمايشگاهي هستيم كه روانشناسي به نام «جيمز اولد» چند دهه قبل روي آنها آزمايش جالبي انجام داد.

در سال 1954، «جيمز اولد» و گروه همكارش در آزمايشگاهي در دانشگاه مك گيل مشغول پژوهش بودند. آنها روي مكانيسم يادگيري موش ها تحقيق مي كردند. در يكي از آزمايش ها آنها الكترودي روي مغز موش ها تعبيه كردند و موش ها را در قفس ويژه يي قرار دادند. هر وقت موش ها به يك گوشه خاص قفس مي رفتند، به آنها شوك داده مي شد. آنها با اين كار مي خواستند ببينند آيا موش ها به مرور بين رفتن به آن قسمت خاص قفس و شوك دردآور، يك رابطه ذهني كشف مي كنند و آيا به مرور از آن قسمت قفس، اجتناب مي كنند يا نه؟

اما يك روز دانشمندان ناخواسته الكترود را در جاي ديگري از مغز موش ها قرار دادند. آنها در كمال شگفتي متوجه شدند اين بار موش ها مشتاق گرفتن شوك شده اند و براي اينكه شوك بيشتري بگيرند، مرتب به آن گوشه خاص قفس مي روند.

در واقع آنها آن روز به صورت تصادفي الكترود را روي قسمت جانبي هيپوتالاموس گذاشته بودند؛ قسمتي از مغز كه بعدها نام مركز خوشي و لذت روي آن گذاشتند. آزمايش هاي بعدي نشان داد در مورد انسان ها هم، همچون موش ها دريافت سيگنال ها از اين مركز خوشي و لذت، آنقدر اهميت دارد كه انسان ها حاضر مي شوند از عادات مربوط به بهداشت شخصي و ضروريات زندگي شان صرف نظر كنند تا در عوض به خوشي صادرشده از اين قسمت مغز برسند.

اما تحقيقات يك دانشمند علوم اعصاب به نام «جاك پانكسپ» نشان داد تحريك الكتريكي هيپوتالاموس جانبي، واقعاً منجر به خوشي و لذت واقعي نمي شود. مثلاً تحريك اين قسمت در انسان ها گرچه باعث برانگيختگي جنسي مي شود، اما به لذت جنسي منتهي نمي شود. در مورد جانداران پستانداري كه مورد آزمايش قرار گرفتند، تحريك اين قسمت صرفاً موجب برانگيخته شدن چرخه يي از رفتارهاي جست وجوگرانه مي شد.

«پانكسپ» براي حس و حالي كه با تحريك اين قسمت ايجاد مي شد، اسامي زيادي برگزيد؛ كنجكاوي، علاقه، كاوش، انتظار و هوس، اما در نهايت واژه «جست وجو» را براي توصيف اين حس و حال، مناسب تر ديد. اين دانشمند چند دهه را صرف نقشه برداري از سيستم احساسي مغز كرد؛ سيستمي كه به باور او در همه پستانداران مشترك است.

به گمان وي ميل به جست وجو، شالوده احساسات پستانداران را مي سازد و اين «جست وجو» است كه باعث حركت موتور انگيزشي پستانداران مي شود و باعث مي شود هر روز صبح از بستر برخيزيم و در پيرامون خود حركت كنيم.

در انسان ها كاركرد ميل به جست وجو، تنها براي برآوردن نيازهاي جسماني نيست. در انسان ها پاداش هاي انتزاعي درست به اندازه پاداش هاي ملموس، باعث تهييج مي شوند. وقتي ما ايده پردازي مي كنيم، زماني كه ارتباطات هوشمندانه برقرار مي كنيم يا هنگامي كه دنبال معني چيزي مي گرديم، درواقع مدارهاي جست وجوگر خود را فعال كرده ايم.

ماده يي شيميايي كه در مغز ما سوخت رسان مدارهاي جست وجوگر ما است، يك ميانجي عصبي به نام دوپامين است. حتي گاهي ميل انسان ها براي فعال كردن مدارهايي كه دوپامين مسوول فعال كردن شان است، آنقدر زياد مي شود كه آنها به سوء مصرف موادي مثل كوكائين يا آمفتامين روي مي آورند.

خب، پس از اين مقدمه طولاني برمي گرديم به مبحث اصلي. به راستي چه چيزي باعث مي شود ما گاهي ساعت ها در گوگل جست وجوهاي پي درپي كنيم؛ جست وجوهايي كه شايد چندان به كارمان نيايند؟ چه چيزي باعث مي شود بعضي از كاربران اينقدر توييت كنند، علت رويكرد ما به فيس بوك و ماي اسپيس و شبكه هاي اجتماعي چيست؟

وقتي از يكي از ما در اين مورد سوال كنند، شايد كوتاه جواب بدهيم كه اين كارها برايمان جالب هستند و ما از آنها خوش مان مي آيد، شايد هم چند دقيقه يي در مورد فوايد آنها سخنراني كنيم. اما آيا واقعاً «خوش آمدن» توصيف دقيقي از ميل و موتور محرك ما براي كار در اين سرويس هاي اينترنتي است؟، شايد پاسخ بهتر در همين دوپامين خلاصه شده باشد.

نكته جالب ديگر اين است كه دوپامين، نقش كنترلي روي ساعت دروني بدن انسان دارد. براي مثال كساني كه مبتلا به اختلال بيش فعالي هستند، دوپامين كمي در مغزشان دارند، به همين خاطر يك بازه زماني كوتاه در مقايسه با انسان هاي ديگر براي آنها، طولاني تر به نظر مي رسد و علت بيش فعالي آنها ممكن است در همين حقيقت نهفته باشد.

سال قبل نشريه آتلانتيك، مقاله جالبي با اين عنوان منتشر كرد؛ «آيا گوگل ما را احمق مي كند؟» چكيده اين مقاله اين بود كه گوگل كردن (جست وجو در سايت گوگل) رفته رفته باعث مي شود كاربران مشتاقش، توانايي ذهني تمركز روي يك مبحث را از دست بدهند و يك سيستم ذهني تكانشي پيدا كنند. در واقع اين گوگلرها شبيه همان موش هايي مي شوند كه براي دريافت شوك، به يك گوشه قفس مي روند،

«كنت بريج» استاد روانشناسي دانشگاه ميشيگان، دو دهه را صرف پژوهش روي مكانيسم حس لذت كرده است. وي بر مبناي يك رشته آزمايش ها ثابت كرد «ميل جست وجوگرانه» و «حس لذت»، دو مكانيسم به كلي جدا در مغز ما دارند. اين دو با هم متفاوتند، اما مكمل هم محسوب مي شوند.

ما وقتي خوشي و لذت و سعادتمندي را تجربه مي كنيم كه سيستم دروني مان با مواد درون زاد شبه مخدر تحريك شود. حس لذت به كلي با حسي كه متعاقب تحريك سيستم دوپاميني ما برانگيخته مي شود، متفاوت است. به همين خاطر است كه حسي كه معتادان مواد مخدر گروه ترياك تجربه مي كنند به كلي با رفتار كساني كه داروهاي محرك مثل كوكائين و آمفتامين (اكس) استفاده مي كنند، متفاوت است. سوءمصرف آمفتامين، افراد را به حركت وامي دارد، در صورتي كه مصرف مخدرهاي دسته ترياك، موجب سرخوشي مي شود.

بر اين اساس «بريج» دو آزمايش در موش ها انجام داد. نخست سلول هاي عصبي يا نورون هاي دوپاميني موش هاي مورد آزمايش را تخريب و مشاهده كرد اين موش ها با اينكه توانايي راه رفتن، جويدن و بلعيدن را دارند اما به خاطر فقدان حس يافتن و جست وجو، حتي هنگامي كه غذا در نزديكي آنها قرار داده مي شد، غذا نمي خوردند تا حدي كه از گرسنگي مي مردند. در آزمايش دوم، «بريج» آزمايش متفاوتي انجام داد. او اين بار مشاهده كرد موش هايي كه دوپامين بيشتري در مغزشان دارند، نسبت به موش هاي عادي زودتر ياد مي گيرند كه چگونه با پيمودن راهروهاي تو در تو به غذا برسند.

اين آزمايش ها و تحقيقات مي تواند كاربردهايي در شناخت مكانيسم اعتياد و رفتارهاي وسواسي داشته باشد. «بريج» پيشنهاد كرده است در بعضي از معتادان، مغز درگير «چرخه خواستن» مي شود، يعني چيزي كه باعث اعتياد اين افراد مي شود، لذت و سرخوشي نهايي نيست، بلكه تمايل و اشتياق آنها براي جست وجوي پاداش، محرك اصلي آنهاست.

بنابراين سيستم دوپاميني، مي تواند تحت شرايطي، خواسته هاي بي معني در ما ايجاد كند؛ خواسته هايي كه منطقي نيستند. وقتي در اينترنت، چرخه يي از جست وجوهاي بي هدف را انجام مي دهيم و خودمان هم مي دانيم اطلاعاتي كه به آنها مي رسيم حياتي نيستند، ولي در عين حال نمي توانيم جلوي خودمان را بگيريم، ممكن است تحت تاثير همين سيستم دوپاميني باشيم. يعني مادامي كه آنلاين هستيم و گوگل مي كنيم، توييت انجام مي دهيم و در شبكه هاي اجتماعي فعاليت مي كنيم، تمايل «خواستن» و اشتهايمان براي جست وجو ارضا مي شود.

اتفاقاً فناوري هاي نو به گونه يي هستند كه سيستم دوپاميني را بيش از ساير پديده ها فعال مي كنند. اين فناوري ها از اي ميل گرفته تا توييتر و اس ام اس سيستم خواستن/ جست وجو را فعال مي كنند. براي مثال سيستم دوپاميني هنگام وبگردي همواره در انتظار رسيدن به چيزهاي غيرقابل پيش بيني است. به علاوه، اين سيستم با مشاهده مبهمي از امكان رسيدن به پاداش، به شدت تحريك مي شود. بنابراين ممكن است يك ساعت تمام در گوگل ريدر، مشغول اسكرول و مرور صدها فيد باشد، به اميد اينكه به پستي جالب برسد.

در دنياي ما انسان ها، در عصر ارتباطات، ويبره موبايل مان كه حاكي از رسيدن يك اس ام اس جديد است، ممكن است همان كاركردي را داشته باشد كه صداي زنگ روي سگ هاي مورد آزمايش دانشمند مشهور روسي (پاولوف) داشته باشد، وقتي به موش يا حيوانات، مقدار بسيار كمي غذا بدهيم، اشتهاي آنها به شدت تحريك مي شود. توييتر هم اين روزها، دقيقاً همين نقش را در مورد ما بازي مي كند. توييتر ما را دقايق زيادي سرگرم مي كند، به اميد اينكه به چند نوشته كوچك 140 كاراكتري جالب برسيم.

انسان ها موجودات جست وجوگري هستند و ما با دست خود، اينترنت را ساخته ايم كه بهترين ابزار جست وجو است و به ما اجازه جست وجوي دائم مي دهد. چنين يافته هايي ما را بايد هوشيار كند، چرا كه ممكن است انسان ها را مبدل به ماشين هاي جست وجوگر بي اعتنا به نيازهاي اصلي خود كند.

roya آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
محیط وب, روان شناسی, روانشناختی, روانشناسی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است

انتخاب سریع یک انجمن

Heavy Bomber   Alcoholicity    Compotation    Allowedly    Heavy Armed    Catimini    Empoison    Consumedly    Chibouk    Impendent    According As    I Think wow    Discommend    Rub Al Khali    Foresaid


All times are GMT. The time now is 12:55 PM.


کپی رایت © 1388 . کلیه حقوق برای وبگاه حرف روز محفوظ است