قدیمی 30-01-2011, 04:09 PM   #1
(کاربر باتجربه)
 
amir-shamloo آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
نوشته ها: 93   (نمایش پست ها)
تشکر: 0
15 بار در 11 پست از ایشان تشکر شده است
Not Ranked  0 score     
Connie نگاهى به وضعيت زنان شاغل در خانواده





نگاهى به وضعيت زنان شاغل در خانواده





مثل تمام دخترهاى اين دوره و زمانه دوست داشتم درس بخوانم و با كار كردن، استقلال مالى داشته باشم و كمكى به خانواده ام بكنم. روزى كه ازدواج مى كردم هم اين مطلب را به همسر آينده ام گفتم و او نيز موافقت كرد.

بعد از ازدواج و اتمام درس، با هزار سختى كار تقريباً مناسبى پيدا كردم و مشغول كار شدم. از همان ابتدا براى اين كه كمكى به همسرم كرده باشم، تمام حقوقم را صرف مخارج منزل كردم و مثل تمام زن هاى ايرانى كه تمام سختى ها را به جان مى خرند تا همسر و فرزندشان شاد و راضى باشند، تمام كارهاى خانه را هم به صورت تمام و كمال انجام دادم. هميشه غذاى گرم در خانه آماده و لباس ها شسته و اتو شده بود تا كسى شاكى نباشد.

هرگز هيچ كس از من قدردانى نكرد و من هم راضى بودم كه خانواده ام با حقوق من در رفاه بيشترى زندگى مى كنند. ولى اكنون كه همسرم وضع مالى تقريباً مناسبى پيدا كرده است، توقع دارد من بدون توجه به سابقه كارى ام، شغلم را رها كرده و تمام مدت در خانه باشم.

چند سالى است، تب كار كردن بيرون از خانه در بين دختران ايرانى بالا رفته و همه آنها سعى مى كنند، با تحصيل در دانشگاه و داشتن شغلى مناسب به آرزوى بزرگ زندگيشان برسند. دستيابى به شغل با تلخى ها و شيرينى هاى چندى همراه است. بودن در جمع دوستان جديد براى هر كسى چه زن و چه مرد شيرين و دلپذير است. اما تلخى خستگى ناشى از كار كردن و در پى آن ناراحتى هاى موجود به دليل رقابت درست يا نادرست در محل كار و احياناً حقوق پايين كه به سبب كمبود موقعيت هاى كارى مجبور به پذيرش آن هستند نيز در اين ميان وجود دارد.

رفتن به سركار باعث مى شود، بخشى از وقت زنان كه براى كارهاى منزل يا استراحت يا گردش روزانه صرف مى شد، از آنان گرفته شود و در پى آن خستگى ناشى از كار بيرون از خانه و استرس هاى جانبى آن را نيز تحمل كنند.

زنان شرقى به خاطر محبت بيش از حد خود به خانواده، همسر و فرزندان در جهان مثال زدنى هستند. اين خصيصه ي آنها باعث مى شود نه تنها كار بيرون از خانه ، كه كارهاى منزل را نيز به بهترين شكل انجام دهند و همچنان خوشحال باشند كه با تقبل كارهاى منزل باعث صرفه جويى در درآمد خانواده شده و از اين راه رفاه بيشترى به همسر و فرزندان مى بخشند ولى آنان غافلند كه اين از خود گذشتگى موجب خستگى و فرسودگى بيش از توان آنها مى شود.

مسلماً اگر در كنار اين گونه زنان، همسرى مهربان باشد، با درايت و كمى همكارى مرد در منزل روحيه زن تازه و شاداب نگه داشته مى شود و در غير اين صورت زن به تنهايى در زير فشار بار مسئوليت هاى گوناگون زندگى خرد مى شود.

همه روزه مى توان زنان بسيارى را ديد كه بچه هاى كوچكشان را صبح زود به مدرسه مى فرستند و سپس مثل همه مادران كه آرزو دارند كنار كودكشان باشند و اولين نفرى باشند كه هر حركت و هر كلام جديد او را به تماشا مى نشينند، با ناراحتى كودك ديگرشان را به مهدكودك مى سپارند. اين مادر فداكار تمام لذات اين چنينى را به خود حرام مى كند تا توجه بيشترى به آينده فرزندش داشته باشد و آتيه زندگى او را تضمين كند. او در كنار اين موضوع به تربيت صحيح فرزندش نيز اهميت مى دهد و تلاش مى كند به فرزندش راه درست زندگى كردن و رفتار صحيح را آموزش دهد.

با اين حال در گوشه و كنار جامعه شاهد عده اى از اين زنان هستيم كه به علت عدم درك متقابل از سوى افراد خانواده بخصوص همسران خود دچار ناراحتى هاى فكرى و روحى مى شوند و نتيجه اين گونه ناراحتى ها لطمه ديدن سلامت خانواده و در نهايت اجتماع است.

هر چند نيت اصلى اين زنان محبت كردن به خانواده و همسر خود است ولى در پاره اى موارد با قدرناشناسى همسر و شريك زندگى روبرو شده و ناخواسته به ناراحتى فكرى مبتلا مى شود.

مريم رامشت، روانشناس معتقد است زنان شاغل، گام هاى بلندى براى رشد اجتماعى برمى دارند. در بررسى تفاوت هاى بين يك زن شاغل و يك زن خانه دار هم مى توان به راحتى متوجه تفاوت نگرش اجتماعى و اثرگذارى زنان شاغل بر محيط اطراف آنها شد.

متأسفانه اين مسئله در بعضى خانواده ها باعث نگرانى همسر مى شود كه شايد زن با كسب درآمد، الگوى رفتارى ديگرى را در پيش گيرد.

اين پيشداورى ذهنى باعث مخالفت همسر با كار زن مى شود البته بايد اين مسئله را پذيرفت كه استقلال نظر و تفكر زن خانه با شاغل شدن او تغيير مى كند. اما در كل به دليل ديدگاه سنتى جامعه كه كار اصلى زن را در خانه مى داند، برخى مردان كه شايد از نظر مالى و به دليل مشكلات اقتصادى هم به درآمد همسر نيازمند باشند، با كار كردن زن مخالفت مستقيم يا غيرمستقيم مى كنند.

اين روان شناس مى گويد: زنى كه براى كمك به درآمد خانه كار مى كند، وقتى با چنين ديدگاهى برخورد مى كند، دچار نوعى حالت تعارض مى شود. بنابراين با استفاده از مكانيسم هاى جبرانى، به جاى اين كه فكر كند او هم احتياج به استراحت دارد، دائم مشغول كار مى شود و تمام كارهاى خانه را به تنهايى انجام مى دهد و براى جلوگيرى از مخالفت همسرش از او كمك نمى خواهد. بدين گونه به نظر مى رسد به طور غيرمستقيم خود را تنبيه مى كند.

به نظر كارشناسان براى اين مسئله دو راهكار خرد و كلان وجود دارد.

دكتر رامشت در راهكار خود چهار راه حل را پيشنهاد مى كند: از نظر وى نخستين راهكار بحث و مذاكره است. وى مى گويد: زنان بايد با جرئت و اعتماد به نفس با همسر خود صحبت كنند و با اين كار به همسر خويش شناخت دهند تا متوجه وضعيت خاص او بشود و به اين ترتيب خانواده نقش نهاد حمايتى را براى او ايفا كند. يك گفتگوى مسالمت آميز كه با منطق در آن استدلال و تحليل شود، مطمئناً بسيار تأثيرگذار خواهد بود.

دومين راهكار باور توانايى هاى خود توسط زنان است. زنان بايد با كنار گذاشتن حس وابستگى روحى و ذهنى خودشان را باور كنند و به عنوان همسر و مادر در خانه غير از منشأ اثر مالى، منشأ اثر رفتارى هم باشند. او بايد خود را باور كند اما هرگز اين موضوع را به رخ ديگران نكشد.

سومين مسئله تغيير رفتار منفى است كه القاى منفى مى كند. گاهى زن نشان مى دهد همسر وابسته به اوست. اين موضوع باعث ايجاد حالت تدافعى در فرد مقابل مى شود كه به پايه هاى زندگى خانواده لطمه خواهد زد.

رامشت در مورد راهكار چهارم مى گويد: زن بايد عشق و محبت را بدون واسطه ابراز كند. اگر مردى ببيند محبت همسرش با وجود اين كه در بيرون خانه كار مى كند، تغييرى نكرده است، به مرور متوجه اين موضوع مى شود كه او هم بايد به طور متقابل محبت و همكارى داشته باشد تا زندگى شيرين ترى را تجربه كنند.

در ضمن زنان مى توانند با تقسيم كارهاى منزل بين بچه ها و كمك گرفتن از همسر و فرزندان، نحوه صحيح زندگى را به كودكان خود آموزش دهند و با استفاده از فرصت هاى به وجود آمده، تجديد قوا كنند. به اين صورت زن مى تواند ضمن ايفاى نقش هاى بسيار در خانواده و جامعه از تضاد اين نقش ها جلوگيرى كرده و موفقيت خويش را تضمين كند.

دكتر بتولى، روان شناس و روان پزشك نيز معتقد است : دولت بايد با ايجاد نهادهاى حمايتى براى زنان و تقليل ساعات كارى بدون كاهش حقوق آنان، به كاهش مشكلات زنان جامعه ما كمك كند. اين كار استرس ها و فشارهاى روانى اين افراد را با نگاهى جامعه شناسانه كمتر مى كند و به اين ترتيب به يكى از وظايف دولت (همانند دولت هاى مدرن) يعنى تأمين اجتماعى مى رسيم.

غير از اين وظيفه نقش صداوسيما، مطبوعات و ديگر رسانه ها هم بسيار مهم است زيرا رسانه ها مى توانند با توجه دادن به اين موضوع به رعايت حقوق زنان كمك كنند. بخشى از وظايف نيز بر دوش مدارس و دانشگاهها است تا افراد ضمن فراگيرى دروس با رفتارهاى درست اجتماعى آشنا شوند.

همانگونه كه مى دانيم اين موارد در بسيارى خانواده ها حل شده است ولى خانواده هاى بسيارى هم از اين مشكل كه شايد در نهايت باعث جدايى و طلاق در خانواده هم شود رنج مى برند. در حالى كه با آموزش و مطالعه در اين موارد مى توان به راحتى جلوى اين گونه اختلافات را گرفت.

amir-shamloo آنلاین نیست.  
Share on Facebook
پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
روان شناسی, روانشناسی, روانشناسی ازدواج, روانشناسی زنان


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


Heavy Bomber   Alcoholicity    Compotation    Allowedly    Heavy Armed    Catimini    Empoison    Consumedly    Chibouk    Impendent    According As    I Think wow    Discommend    Rub Al Khali    Foresaid


All times are GMT. The time now is 12:55 PM.


کپی رایت © 1388 . کلیه حقوق برای وبگاه حرف روز محفوظ است