قدیمی 14-02-2011, 11:44 AM   #1
(کاربر باتجربه)
 
مینو آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
نوشته ها: 107   (نمایش پست ها)
تشکر: 3
6 بار در 5 پست از ایشان تشکر شده است
Not Ranked  0 score     
Point ايوالد هرينگ




ايوالد هرينگ (Ewald Hering) (۱۹۱۸-۱۸۳۴)


وى در شهر کوچکى در جنوب برلن متولد شد. هنگامى که نوزده ساله شد براى تحصيل علم پزشکى به دانشگاه لايپزيگ رفت، راهى که اغلب کسانى که مايل بودند فيزيولوژيست شوند در آن زمان اختيار مى‌کردند. در لايپزيگ او تحت تعليمات اي.اچ.وبر و فخنر قرار گرفت. (۱۸۵۳-۱۸۵۸)





در سال ۱۸۶۰ هرينگ شروع به طبابت نمود و در همان سال نيز فعاليت علمى خود را آغاز کرد. او جسورانه به مسائل مربوط به ادراک فضائى حمله‌ور شد. در بين سال‌هاى (۱۸۶۱-۱۸۶۴) پنج قسمت از کتاب مهم او تحت عنوان Beiträge zur physiologie که همه به مسئله ادراک فضائى اختصاص داشت به چاپ رسيد. دو جلد کتاب optik تأليف هلمهولتز در سال‌هاى ۱۸۵۶ و ۱۸۶۰ منتشر شده بود ولى جلد سوم در ادراک بينائى در سال ۱۸۶۶ تأليف و منتشر شد يعنى بعد از چاپ کتاب Beiträge هرينگ. اين امر سبب شد که براى مدت کوتاهى کتب هرينگ به‌عنوان مرجع در ادراک بينائى محسوب گردد، گرچه با ظهور کتاب هلمهولتز رقابت بين اين دو آغاز شد. مخالفت اصولى بين اين دو شخص به‌زودى ظاهر گرديد.

در اين زمان بود که هرينگ به‌عنوان مدافع نظريه فطرت‌گرائى در ادراک بصرى فضائى شناخته شد. مسئله مطرح شده اساسى در اين ارتباط چنين بود که آيا ادراک بصرى فضائى استعدادى فطرى يا امرى اکتسابى است؟ اين بحث عمده‌اى بين فطرى‌گرايان و عينى‌گرايان اواخر قرن نوزدهم بود. هرينگ مى‌گفت که هر نقطه در شبکيه داراى سه علامت موضعى است. يکى براى قد، دومى به‌ منظور تعيين جهت چپ و راست و سومى جهت شناخت بعد سوم عمق.

توجيه ”ديد استريوسکوپيک“ (Sterescopic Vision) (ديدن دو منظره کمى متفاوت با دستگاه استريوسکوپ به شکلى که به‌نظر يکى برسد و وحدت بينائى دو چشم تضمين گردد. مترجم) از نظر هرينگ براساس فطرت بود. از سوى ديگر هلمهولتز معتقد بود که مفهوم فضا در اثر تجربه در ذهن ما شکل مى‌گيرد و تعيين محل علائمى که ما را به مکان و زمان رهنمود مى‌کنند اکتسابى است. بنابراين، هلمهولتز عينى‌گرا به سنت لتزى و عينى‌گرايان انگليسى تداوم مى‌بخشيد. وونت از هلمهولتز تبعيت کرد و کالپى و تيچنر از وونت پيروى نمودند. از طرف ديگر، هرينگ بود که نخست گرايشى به فطرى‌گرائى نداشت ولى تحت تأثير طرز تفکر يوهانس ميولر قرار گرفت که او نيز خود مديون برداشت طرز فکر کانت در ارتباط با فطرى بودن ادراک فضائى قرار گرفته بود.

در نهايت اين طبقه‌بندى به عينى‌گرائى لاک و ايده‌هاى فطرى دکارت برمى‌گردد. طرز تفکر هرينگ در اين زمينه بر اشتومف تأثير گذارد که او نيز با انتشار مقاله‌اى در سال ۱۸۷۳ به سمت کرسى استادى دانشگاه وارزبرگ منصوب شد. اين خط تفکر فطرى‌گرائى امروزه به روانشناسى گشتالت ختم مى‌گردد، که معتقد است ادراک بستگى دارد به ويژگى‌هاى طبيعى جسمانى دستگاه اعصاب تا به صفات اکتسابى که با تداوم تجربه ايجاد مى‌گردد. اختلاف هرينگ و هلمهولتز هنوز نيز تسليم اين مفهوم که طبيعت و تربيت هميشه با هم کار مى‌کنند و هيچگاه به تنهائى نمى‌توانند مطرح باشند، نشده است.

پس از صرف يک دهه تحقيق درباره ادراک بصرى فضائي، هرينگ دهه بعدى را به مسئله رنگ پرداخت. او در سال ۱۸۷۰ به پراگ دعوت شد و کرسى فيزيولوژى را به‌جاى پرکينى بزرگ در اختيار گرفت و تا سال ۱۸۹۵ در آن سمت باقى ماند. در سال ۱۸۷۲ کتاب او تحت عنوان: Zur Lehre Vom Lichtsinne به چاپ رسيد و در آن به روشنترين وجهى اختلاف نظريه او با هلمهولتز در مورد رنگ تبيين گشت. هلمهولتز، نظريه توماس يانگ تحت عنوان ”نظريه سه - رشته، سه - رنگ (Three - fiber Three Color Theory) را پذيرفته بود و هرينگ ”نظريه سه - عنصر، شش - رنگ“ (Three - Substance, Six - Color Theory) را قبول کرده بود.

براساس اين نظريه او فرض کرد که شبکيه داراى يک ”عنصر سبز - قرمز“ (Red - Green Substance)، يک عنصر ”زرد - آبي“ (Yellow - Blue) و يک عنصر ”سفيد و سياه“ (White - Black) است، که هريک را مى‌توان با يکى از دو واکنش متضاد تحريک نمود، يعنى ”تجزي“ (Dissimilation) و ”جذب“ (Assimilation). واکنش تجزّى رنگ‌هاى سفيد، زرد و قرمز را به‌ترتيب در سه عنصر به‌دست مى‌دهد. واکنش جذب علت ايجاد سه رنگ سياه، آبى و سبز را روشن مى‌ند که رنگ‌هاى آرامترى محسوب مى‌گردند.

البته بعدها اشکال نوين اين فرضيه نيز پيدا شد، ولى از نظر تايخى اين اهميت را دارد که پنجاه سال در رقابت با نظريه يانگ هلمهولتز قرار داشت (و هنوز هم به‌عنوان نظريه رقيب و يا حداقل مکمل آن مطرح است. مترجم).

در سال ۱۸۷۰ هرينگ جزوه‌اى درباره حافظه انتشار داد که در آن از حافظه به‌عنوان يک ويژگى تمام موجودات زنده نام برده است. اين مطلب زمانى طولانى پيش از اينکه ابينگهاوس بررسى حافظه را تحت شرايط آزمايشگاهى درآورده باشد و حتى قبل از اينکه وونت و جيمز آزمايشگاه‌هاى خود را برقرار نمايند، ارائه شد. در زمان خود از اين مقاله غالباً به‌عنوان مرجع مهمى نام برده مى‌شد و حتى به انگليسى هم ترجمه شد. البته امروزه کاملاً بى‌اعتبار به‌نظر مى‌رسد.

در سال ۱۸۸۰ هرينگ بخشى در مجموعه Handbuch توسط هرمن (Hermann) به چاپ ساند که در آن نظريه‌اى شبيه نظريه او در رنگ در مورد ”حس حرارت“ (Temprature Sense) ارائه نمود.

گرما و سرما را نيز فرآيندهاى متضاد ايجاد مى‌نمايند. اين نظريه وسوسه‌انگيز است زيرا در مورد سرما و گرما همان رابطه تطابق و تضاد (ردهاى تصويرى ذهني) (Negative After - Image) يافت مى‌شود که درباره رنگ‌ها صادق است. همانند نظريه او درباره حافظه اين فرضيه هم، تحت تأثير حيثيت علمى هرينگ به مدت دو دهه رواج داشت.

در سال ۱۸۹۵ هرينگ به دانشگاه لايپزيگ فرا خوانده شد که جانشين استاد بزرگ ديگر، کارل اف.لودويگ گردد. در آنجا او به تحقيقات خود درباره رنگ ادامه داد و تعداد زيادى ابزار جديد براى سنجش رنگ اختراع نمود، و در همين حال به نوشتن مقالات و کتب ديگرى در اين زمينه پرداخت. او در سال ۱۹۱۸در خاتمه جنگ جهانى اول درگذشت.

علاوه بر ارائه نظريه‌ها در زمينه فطرت‌گرائى به‌خصوص در مسئله رنگ، هرينگ وسايل و ابزار بسيارى ساخت که تعدادى از آنها هنوز در آزمايشگاه‌ها موجود هستند. از آن جمله بودند ”کاغذهاى رنگى هرينگ“ (Hering Colored Paper) که در دسترس عموم بود و رنگ‌هاى ثابت قرمز، زرد، سبز و آبى را شامل مى‌شد. او يک سرى از چهل رنگ خاکسترى ساخته بود که از خيلى سياه تا خيلى سفيد دامنه داشت. وسيله ديگر ”پنجره هرينگ“ (Hering Window) بود که تضاد رنگ‌ها را به شکل زيبا و روشنى نشان مى‌داد.

وسيله ديگر عبارت بود از ”قسمت کوررنگي“ (Color Blindness Tester) که شخص قادر بود از يک لوله نگاه کند و يک ميدان دايره شکل را ببيند، در حالى که نيميه از آن قرمز و نيم ديگر به رنگ سبز بود. با تغيير دادن پرده‌هاى انعکاس رنگ، او مى‌توانست فام (Hue) يک نيمه، درخشانى (Brightness) نيمه ديگر و اشباع (Saturation) را با هم تغيير دهد. به آزمودنى گفته مى‌شد که سعى کند دو نيمه را با يکديگر تطبيق دهد، و اگر موفق مى‌شد او را کوررنگ مى‌ناميدند.

وسيله ديگرى که هرينگ اختراع کرد ”رنگ‌آميز“ (Color Mixer) بود که پدر دستگاه‌هاى جديد محسوب مى‌گردد. او همچنين اسباب ديگرى به‌نام ”رنگ‌آميز دوديدى هرينگ“ (Hering Binocular Color Mixer) ساخت که براى هر چشم يک رنگ در آن موجود بود و ساخت استريوسکوپ مانندى داشت. تحت شرايط مساعد، هرينگ رنگ‌هاى مختلف را به شکلى وارد دستگاه مى‌کرد که رنگ‌ها با هم درمى‌آميختند و با يکديگر در تضاد نبودند. هرينگ همچنين يک دستگاه استريوسکوپ ساخت که از نوع قبلى آن که متعلق به هويتستُن (Wheatstone) بود، ساخت پيشرفته‌ترى داشت. تمام اين وسايل زيبا و مفيد نقش خود را در استقرار روانشناسى به‌عنوان علم آزمايشگاهى به‌خوبى ايفاء نمودند.

البته شرح حال هرينگ بدون اشاره به اين نکته که چگونه او با نفوذ علمى خود از سنت پديدارى حمايت کرد، کامل نيست. هرينگ بر اين باور بود که احساس در هوشيارى جاى دارد، و لذا توصيف پديده‌هاى هوشيارى اساس شناخت داده‌هاى روانشناسى است. او را مى‌توان پسيکوفيزيست به‌شمار آورد، زيرا زير نظر فخنر تحصيل کرده بود، ليکن او اعتقاد به استفاده از تکنيک‌هاى پيچيده در روانشناسى را نداشت. او بيشتر متعلق به سنت گوته است، که به مشاهده‌گر کار آموخته و آنچه که او مى‌ديد چنان اعتمادى داشت، و نيز به پرکيني، فيزيولوژيست و مشاهده‌گر معروف ديگر که کتاب خود در بينائى را به گوته تقديم کرده بود. هنگامى که از زمان هرينگ به جلو مى‌نگريم، مى‌بينيم که چرا هنوز اعتقادات او را روانشناسان گشتالت مى‌پذيرند.

زمانى که آنها آزمايش‌هاى اساسى خود را به‌منظور نماياندن اصول خود و نه با هدف برداشت داده از طبيعت انجام مى‌دهند، پس آنها در جهت سنت هرينگ عمل مى‌نمايند، نه تنها به‌علت شباهت ارزش‌هاى اساسى بين آنها و هرينگ، بلکه همچنين به دليل اينکه آنها به تأييد او نياز داشتند تا در مخالفت خود با هلمهولتز موفقتر باشند.

مینو آنلاین نیست.  
Share on Facebook
پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
ايوالد هرينگ, تاریخچه روانشناسی, روان شناسی, روانشناسی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


Heavy Bomber   Alcoholicity    Compotation    Allowedly    Heavy Armed    Catimini    Empoison    Consumedly    Chibouk    Impendent    According As    I Think wow    Discommend    Rub Al Khali    Foresaid


All times are GMT. The time now is 12:55 PM.


کپی رایت © 1388 . کلیه حقوق برای وبگاه حرف روز محفوظ است