قدیمی 15-02-2011, 04:05 PM   #1
(کاربر باتجربه)
 
elena5 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
نوشته ها: 109   (نمایش پست ها)
تشکر: 0
11 بار در 11 پست از ایشان تشکر شده است
Not Ranked  0 score     
Lol خوشرويى و خوشخويى




خوشرويى و خوشخويى


شايد گيراتر از «حسن خلق‏»، واژه‏اى نباشد كه ترسيم كننده روحى‏زلال و طبعى بلند و رفتارى جاذبه‏دار باشد. چيزى كه عنوان برجسته‏رفتار يك مسلمان است و معيار كمال ايمان يك مؤمن، آنگونه كه‏رسول خدا(ص) نيز، به اين فضيلت متعالى آراسته بود.

بخشى از اخلاق نيكو، در «خوشرويى‏» متجلى است، بخشى در«خوشخويى‏» و بخشى هم در «خوشگويى‏». و چه خوش است كه به اين‏سه «خوش‏» مبارك و مقدس، بپردازيم و از آنها كليدى براى گشودن‏قلعه دلها و عاملى براى تحكيم رابطه‏ها بسازيم.


خوشرويى

در مواجهه دو نفر با يكديگر، پيش از هر سخن و عمل، دوصورت با هم روبه‏رو مى‏شود. مواجهه دو انسان با هم و كيفيت اين‏رويارويى چهره‏ها، نقش عمده در نحوه گفتار و رفتار دارد و رمزگشايش قفل دلهاست.

«خوشرويى‏»، هم در نگاه مطرح است، هم در لبخند.

هم در گفتار آشكار مى‏شود، هم در رفتار.

چه بسا رابطه‏ها و دوستيهايى كه با «ترشرويى‏» و «اخم كردن‏» و«عبوس شدن‏» به هم خورده است. از سوى ديگر مبدا بسيارى از آشناييهاهم يك «تبسم‏» بوده است.

وقتى با چهره شكفته و باز با كسى روبه‏رو مى‏شويد، در واقع كليدمحبت و دوستى را به دست او داده‏ايد. برعكس، چهره اخمو وابروهاى گره‏خورده و صورت درهم و بسته، دريچه ارتباط وصميميت را می‏بندد.

اگر اين خوشرويى و خنده‏رويى با نيت پاك و الهى انجام گيرد،علاوه بر تاثير محبت‏آفرين، «حسنه‏» و «عبادت‏» به حساب مى‏آيد.

از امام باقر(ع) سخن بياوريم كه فرمود:

«تبسم الرجل فى وجه اخيه حسنة‏»;

لبخند انسان به چهره برادر دينى‏اش «حسنه‏» است!

تبسم، مبدا بسيارى از آشناييها و زداينده بسيارى از غمها وكدورتهاست. شگفت از كسانى است كه از اين كار بى‏زحمت و رنج وخرج، كه بركات فراوان دارد، طفره مى‏روند و به سختى حاضرند«گلخنده‏» مسرت را بر لبان خود و چهره ديگران بيافرينند.

برخورد با چهره باز با ديگران، آنان را آماده‏تر مى‏سازد تا دل به‏دوستى با شما بسپارند. خنده‏رويى و بشاش بودن، ديگران را دل وجرات مى‏بخشد، تا بى‏هيچ هراس و نگرانى، با شما باب آشنايى را بازكنند و سفره دلشان را پيشتان بگشايند.

اگر با خوشرويى، بتوانيد بار سنگين غم دوستان را سبك كنيد،كارتان عبادت است و اگر با يك تبسم، بتوانيد خاطرى را شاد سازيد، به‏خدا نزديك‏تر شده‏ايد. به قول حافظ:

دايم گل اين بستان، شاداب نمی ماند.

درياب ضعيفان را، در وقت توانايى.


غم ‏زدايى

وقتى يك چهره گشاده و لبخند صميمى، غمى را از دل مى‏زدايد،چرا بايد از اين «احسان‏»، دريغ كرد؟

بعضيها حضورى غم‏آفرين دارند، برخى هم محضرى غم‏زدا.گروه اخير، آيت لطف الهى‏اند كه قدرشان ناشناخته است.

سعدى مى‏گويد:

گفته بودم چو بيايى غم دل با تو بگويم چه بگويم؟ كه غم از دل برود چون تو بيايى.

انسانها نيازمند محبت‏اند.

اين تشنگى، جز با ملاطفت و خوشرويى برطرف نمى‏شود.

اگر اولين برخورد ما با كسى، به گونه‏اى باشد كه غم او را به شادى‏و نگرانى‏اش را به اطمينان مبدل سازد، دريچه‏اى به دنياى صفا و سروربه رويش گشوده‏ايم. اين نيز نزد خداوند، حسنه و عبادت است.

باز هم حديثى از حضرت صادق(ع):

«من اخذ من وجه اخيه المؤمن قذاة كتب الله له عشر حسنات‏»;

كسى كه از چهره برادر دينى‏اش، رنج و اندوهى را بزدايد، خداوندبه پاداش آن، ده «حسنه‏» در نامه اعمالش مى‏نويسد.

مگر اين كار نيك، چه اندازه زحمت دارد؟

البته اين رفتار، نوعى هنرمندى در معاشرت است، قلبى مهربان‏مى‏خواهد و عاطفه‏اى سرشار و خصلتى نوعدوستانه. شاد كردن‏ديگران، چهره ديگرى از همين «غمزدايى‏» است. گاهى با توجهى،نگاهى، محبتى، كلامى، هديه‏اى و ... مى‏توان انسانى را مسرور ساخت‏و در نتيجه خدا را از خود راضى ساخت.

در اين زمينه، باز هم سخنى از پيشواى صادق شيعه بياوريم كه‏فرمود:

«ايما مسلم لقى مسلما فسره سره الله عز و جل‏»;

هر مسلمانى كه با مسلمانى ديدار كند و در برخورد، او را شادمان‏سازد، خداى متعال نيز او را خوشحال و مسرور خواهد ساخت.

وقتى مى‏توان با كلماتى و چهره و برخوردى خوش و دلپذير،خاطرى را خرسند ساخت، چرا بايد با گفتن كلماتى ناخوشايند واندوه‏آفرين، غم بر چهره ديگرى نشاند و او را به ياد روزهاى تلخش‏انداخت و او را مايوس و دلسرد ساخت؟

هنرمند كسى است كه بتواند غبار غم از خاطرها بزدايد. باز به قول‏حضرت لسان‏الغيب:

سمن‏بويان، غبار غم چو بنشينند، بنشانند.

پرى‏رويان قرار از دل چو بستيزند، بستانند.


خوشگويى







از شاخه‏هاى ديگر «حسن خلق‏»، كه رابطه‏ها را استوارتر و پيوندهارا صميمى‏تر مى‏سازد، گفتار دلپذير و شادى‏بخش است. متانت درسخن و ادب در گفتار و زيبايى در كلام، خصلت پاكدلان بى‏كينه است‏و خلق و خوى اولياء دين.

ارزش انسان و جوهره وجودى‏اش را زبان و بيان روشن مى‏سازد:

يكى تحقير مى‏كند، يكى تشويق.

يكى عيبجويى مى‏كند، ديگرى تحسين و تقدير.

يكى ملامت مى‏كند، ديگرى پر و بال مى‏دهد و اميد مى‏آفريند.

كدام يك خوبتر است؟

شما خودتان چگونه بيان و زبانى داريد؟ تلخ يا شيرين؟ گزنده يامرهم گذارنده؟

آيا با ديگران همان‏گونه صحبت مى‏كنيد كه دوست داريد ديگران‏با شما آنچنان حرف بزنند و خطاب كنند؟

پذيرايى از ديگران، هميشه با غذا و ميوه و شيرينى نيست.

گاهى پذيرايى، با يك كلام خوب و سخن شايسته است. اين اكرام،بالاتر از تغذيه و اطعام است، چرا كه گفتار شايسته و زيبا، غذاى روح‏است.

گفتن يك «آفرين‏»، «احسنت‏»، «بارك‏الله‏» مگر چقدر هزينه و خرج‏دارد؟

كسانى هستند كه جان مى‏دهند، ولى حاضر نيستند يك كلام‏تشويق‏آميز و محبت‏بار بر زبان جارى كنند. بشنويم از رسول‏خدا(ص) كه اسوه اخلاق حسنه و الگوى ادب در گفتار و رفتار است كه‏فرموده است:

«من اكرم اخاه المؤمن بكلمة يلطفه بها و فرج عنه كربته لم يزل فى ظل الله‏الممدود عليه الرحمة ما كان فى ذلك‏»;

هر كس برادر باايمانش را با گفتن كلامى ملاطفت‏آميز و غم‏زدا،مورد تكريم قرار دهد، تا وقتى او شادمان است، گوينده آن سخن‏همواره در سايه رحمت گسترده الهى به سر می ‏برد.

كلام تشويقى و آفرين و مرحبا گفتن بر عمل شايسته ديگرى نيز،از اين‏گونه صالحات است. باز هم از كلام امام صادق(ع) بشنويم:

«من قال لاخيه المؤمن «مرحبا» كتب الله له مرحبا الى يوم القيامة‏»;

هر كس به برادر مؤمن خود «مرحبا» بگويد، خداى متعال تا روزقيامت‏براى او مرحبا و آفرين می ‏نويسد.

غير از پاداش الهى، تاثيرات اجتماعى «خوشگويى‏» در نرم ساختن‏دلها و جلب عاطفه‏ها و استوار ساختن رابطه‏ها مشهود است. آنكه‏خوش‏سخن باشد، از ديگران نيز كلام نيكو مى‏شنود. «اين جهان كوه است‏و فعل ما ندا» و البته كه حرف و سخن ما هم در كوهستان زندگيها انعكاس‏دارد و خوبى آن به خود ما منعكس مى‏شود.

كسى كه گفتار مؤدبانه داشته باشد، ديگران نيز با او مؤدبانه سخن‏خواهند گفت. وگرنه ... «كلوخ‏انداز را پاداش، سنگ است‏». از كلام مولاعلى(ع) است كه:

«اجملوا فى الخطاب تسمعوا جميل الجواب‏»;

زيبا خطاب كنيد، تا جواب زيبا بشنويد!...

كيفيت‏برخورد ما با انسانهاى ديگر، همان نتيجه را به ماء;//:ف‏برمى‏گرداند. ادب، ادب مى‏آورد و توهين و فحش، بدزبانى و اهانت‏متقابل را در پى دارد.


خوشخويى





از رموز موفقيت ‏حضرت رسول(ص) در دعوت و رسالت‏خويش، اخلاق نيكو و برخورد شايسته و جذاب با مردم بود. «حسن‏خلق‏» آن حضرت، امتياز بارز آن مظهر رافت و رحمت‏بود. با همين‏«اكسير اعظم‏» دلها را جذب مى‏كرد، دشمنان را دوست مى‏ساخت، كينه‏هارا به مهربانى مبدل مى‏كرد، الفت مى‏آفريد و پيوند مى‏داد، دلها را با دلها،دستها را با دستها! و به همين سبب مدال «انك لعلى خلق عظيم‏» از خداى‏عظيم دريافت كرد.

كلام نرم، رفتار شايسته، گفتار مؤدبانه و جاذبه‏دار، تحمل فراوان وحلم و بردبارى و چهره گشاده و بشاش، از مظاهر و جلوه‏هاى «حسن‏خلق‏» است. به تعبير ديگر، وقتى محبت‏خود را به ديگران ببخشيد، درحوادث، صبور و شكيبا باشيد، خشم خود را فرو خورده،خويشتن‏دارى كنيد، بدى را با خوبى پاسخ دهيد و از خشونت وعصبانيت و بدزبانى و تحقير و توهين و تكبر به دور باشيد، داراى‏«حسن خلق‏» هستيد.

اگر خداوند به صاحبان حسن خلق، پاداش جهاد و شهادت‏مى‏دهد، بيجا و گزاف نيست، چرا كه اين هم نوعى مجاهده دارد. پيامبراكرم(ص) براى تثبيت و گسترش همين كمالات اخلاقى و «خوشخويى‏»برانگيخته شد. از كلمات نورانى او است:

«ان الرجل يدرك بحسن خلقه درجة الصائم القائم‏»;

گاهى انسان در سايه خوشخويى، به مقام و رتبه روزه‏داران‏شب‏زنده‏دار مى‏رسد!

انسى كه مؤمنان با يكديگر مى‏گيرند، بسيار قيمتى و باارزش است‏و اين در سايه خوش اخلاقى پديد مى‏آيد كه حلقه وصل انسانها به هم‏است. در جوامع غربى، برخوردها اگر شاد و همراه با لبخند است، آن‏خوشرويى‏ها حركات سطحى و ظاهرى است و ريشه در عمق دلهاندارد. «اخلاق آمريكايى‏» و «اروپايى‏»، تصنعى است. اما حسن خلق وخوش برخوردى در جوامع ايمانى و اسلامى، ريشه در متن عقيده داردو انسانها با هم يكدل و صميمى‏اند، و دلسوز و رؤوف و بامحبت!

پيامبر اكرم(ص) رابطه مؤمن با مؤمن و برخوردشان را با هم،همچون رسيدن يك تشنه به آب سرد و گوارا مى‏داند كه با آن سيرابى‏مى‏شود:

«ان المؤمن ليسكن الى المؤمن كما يسكن قلب الظمان الى الماء البارد.»

در كجاى اخلاق غربى، اين حالت‏يافت مى‏شود؟

در معاشرت مسلمانان با هم، بايد «همدلى‏»، بيش از «وحدت‏فيزيكى‏» و «پيوند سطحى‏» حاكم باشد، تا به انس و الفتهاى پايدار ورابطه‏هاى درونى بيانجامد. با سلام و مصافحه و حسن خلق و چهره بازو لبخند محبت‏زا و غم‏زدا و برخورد نيك، اين مهم تامين مى‏شود.ميزان اسلامى بودن اخلاق هر مسلمان را بايد در نحوه معاشرتش باديگران جستجو كرد. خوش خلقى ، دين و مرام مسلمانى است. به‏فرموده حضرت رسول(ص): «ايمان كسى كاملتر است كه اخلاقش بهترباشد، كسى به پيامبر شبيه‏تر و به او نزديكتر است كه خوش خلق‏تر باشد» و به‏تعبير امام صادق(ع):

«پس از عمل به واجبات الهى، محبوبترين كارها نزد خداوند، آن است كه‏انسان اخلاقى سازگار با مردم داشته و اهل «مدارا» باشد.»

بارى ... گفتار و رفتار ما «آيينه شخصيت‏» ماست، بكوشيم هر چه‏روشنتر و شفاف‏تر باشد.

elena5 آنلاین نیست.  
Share on Facebook
پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
نحوه برقراری ار تباط, ارتباط با دیگران, ارتباطات, خوشخویی, خوشرویی, روان شناسی, روانشناسی, روانشناسی اجتماعی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


Heavy Bomber   Alcoholicity    Compotation    Allowedly    Heavy Armed    Catimini    Empoison    Consumedly    Chibouk    Impendent    According As    I Think wow    Discommend    Rub Al Khali    Foresaid


All times are GMT. The time now is 12:55 PM.


کپی رایت © 1388 . کلیه حقوق برای وبگاه حرف روز محفوظ است