|
|
#4 | |
|
(کاربر تازه وارد)
تاریخ عضویت: Jun 2011
نوشته ها: 4
|
نقل قول:
نه می دونم که مست نبود امین الان درسش تموم شده و رفته آموزشی تو همون شهر پدر مادر زهرا اون شبم خونه ی اونا بوده به خاطر همین اس می داد و نمی تونست بزنگه آخر هفته بود و خیلی خسته بود حتی از زهرا بعدش شنیدم که صبح که داشته می رفته باباش گفته می لنگیده چون پاش گرفته بود. کاملا مطمئنم که در شرایط عادی بود. یه سوال، اگه کلا پسرا اینجورین چرا در عرض این 4 سال هیچی نگفت یعنی این رفت و آمدای من به خونشون موثر بوده؟ آخه چرا دقیقا در شرایطی که می دونست من از لحاظ روحی به هم ریختم اومد جلو. چرا با اینکه کاملا می دونست زهرا و علی واقعا ناراحت می شن این حرفا رو زد یعنی یک درصد به خودش احتمال نداد من به زهرا بگم؟ چرا چنین ریسکی کرد؟ سوال اصلی من اینه که یعنی واقعا دیگه به کی می شه اعتماد کرد؟ واقعا زهرا از هیچ نظر واس امین کم نذاشت چه از لحاظ دوست داستنش که می پرستدش چه رابطه ی فیزیکی (چون الان زن وشوهر رسمین) واقعا یه مرد چه انگیزه ای داره واس اینکه "با همه دخترهای گروه ارتباط فیزیکی داشته باشه" وقتی زنش هست از همه لحاظم ایده آله دیگه فرند دختر ایده آل یعنی چی دیگه باید واس یه مرد چی کار کنی که فول متعهد بمونه؟!! |
|
|
|
|
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
|
|
War Dreams Super Perfect Body Scary Nature Lovers School Winner Trick Hi Psychology Lose Addiction Survival Acts The East Travel Near Future Tech How Cook Food Wonderful Search Discommend
Book Forever Electronic 1 Science Doors The Perfect Offers Trip Roads Travel Trip Time Best Games Of Shop Instrument Allowedly